#تی‌اکس‌تی

#تی‌اکس‌تی
#سناریو




وقتی ساعت 2 نصفه شب و تازه برگشتی خونه




یونجون: ایشون کاری میکنه پنگوئنی‌ راه بری




سوبین: ( گریه) چرا آخه چرا واسه چی مگه من باهات چیکار کردم چی کم گذاشتم چرا منو نادیده میگیریییی‌
ا.ت: مگه من چیکار کردمم‌
سوبین: ساکت شو منکه میدونم دوسم ندارییی
ا.ت: 😶




بومگیو: والا من هر چی هم بگم تو بازم همون کار خودت رو میکنی از بس الاغی



تهیون: کجا بودی تا الان؟
ا.ت: پیش عشقم
تهیون: عه بخدا‌
( حامله شدنت‌ مبارک)



کای: من خواهرام رو میخواممم
ا.ت: وااا چراا
کای: اونا منو دوست دارننن‌
ا.ت: منم دوست دارم
کای: برو به خودت دروغ بگو
ا.ت:--



.... اینم یه افتضاح دیگه
دیدگاه ها (۳)

#سناریو#اسکیزوقتی میگی گروه 𝚃𝚇𝚃 رو بیشتر دوست داری꒦꒷˙˙˙˙چان:...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

دختر تنها {2}

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

ادامه قبلی

P26۵بار از پله ها بالا و پایین رفته بود تا یه ایده خوب برای ...

تکپارتی درخواستی

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط