تیاکستی
#تیاکستی
#سناریو
وقتی ساعت 2 نصفه شب و تازه برگشتی خونه
یونجون: ایشون کاری میکنه پنگوئنی راه بری
سوبین: ( گریه) چرا آخه چرا واسه چی مگه من باهات چیکار کردم چی کم گذاشتم چرا منو نادیده میگیریییی
ا.ت: مگه من چیکار کردمم
سوبین: ساکت شو منکه میدونم دوسم ندارییی
ا.ت: 😶
بومگیو: والا من هر چی هم بگم تو بازم همون کار خودت رو میکنی از بس الاغی
تهیون: کجا بودی تا الان؟
ا.ت: پیش عشقم
تهیون: عه بخدا
( حامله شدنت مبارک)
کای: من خواهرام رو میخواممم
ا.ت: وااا چراا
کای: اونا منو دوست دارننن
ا.ت: منم دوست دارم
کای: برو به خودت دروغ بگو
ا.ت:--
.... اینم یه افتضاح دیگه
#سناریو
وقتی ساعت 2 نصفه شب و تازه برگشتی خونه
یونجون: ایشون کاری میکنه پنگوئنی راه بری
سوبین: ( گریه) چرا آخه چرا واسه چی مگه من باهات چیکار کردم چی کم گذاشتم چرا منو نادیده میگیریییی
ا.ت: مگه من چیکار کردمم
سوبین: ساکت شو منکه میدونم دوسم ندارییی
ا.ت: 😶
بومگیو: والا من هر چی هم بگم تو بازم همون کار خودت رو میکنی از بس الاغی
تهیون: کجا بودی تا الان؟
ا.ت: پیش عشقم
تهیون: عه بخدا
( حامله شدنت مبارک)
کای: من خواهرام رو میخواممم
ا.ت: وااا چراا
کای: اونا منو دوست دارننن
ا.ت: منم دوست دارم
کای: برو به خودت دروغ بگو
ا.ت:--
.... اینم یه افتضاح دیگه
- ۳.۵k
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط