part35
part35
ا.ت: باشه
ویو ا.ت
دلم خیلی شدید درد میکرد
سعی کردم با ماساژ دادن شکمم دردمو آروم تر کنم ولی فایده ای نداشت
که جیمین اومد پیشم
جیمین: دلت درد میکنه؟
ا.ت: آخ آره
جیمین: میخوای ببرمت پیش دکتر؟
ا.ت: دکتر میتونه برام چیکار کنه، فوقش همون قرصایی رو میده که همیشه میخورم
جیمین: خب چرا قرص نمیخوری؟
ا.ت: چه فایده داره
جیمین: بیا اینجا بشین پیشم
رفتم پیشش نشستم و دستشو برد زیر لباسمو و شکمم رو ماساژ میداد
به طرز عجیبی دل دردم کمتر شد
مطمئنم اون پسر آدم نیست، اون یه فرشتست
جیمین: بهتری پرنسسم؟
ا.ت: اوهوم
ا.ت: چجوری انقدر خوب با دخترا رفتار میکنی؟ البته تعجبی نداره، همچین پسر جذابی معلومه که دوست دخترای زیادی داشته
جیمین: حسودیم میکنی؟
ا.ت: نه خب ول...
که اومد لبامو بوسید
یه لبخند زدم و همراهیش کردم
ا.ت: چرا انقدر منو میبوسی؟
جیمین: چون اون لبا متعلق به منن، دوست دارم ببوسمشون
بعدش اومد چندتا بوسه روی لبم زد
جیمین: چندبار باید ببوسمت تا متوجه بشی اونا مال منن؟
که گوشی جیمین زنک خورد
تهیونگ بود
جیمین: بله؟
تهیونگ: سلام چطوری؟ میای امروز بریم بیرون
جیمین: کی دقیقا؟
تهیونگ: ساعت ۷
جیمین: باشه بعدا بهم اس ام اس بده که کجا میریم، خدافظ
ا.ت: کی بود؟
جیمین: تهیونگ، میخوایم بریم بیرون
ا.ت: کیا هستن؟
جیمین: من چمیدونم، دختر بود برمیگردم، قول
ا.ت: باشه خوبه
ادامه دارد...
ا.ت: باشه
ویو ا.ت
دلم خیلی شدید درد میکرد
سعی کردم با ماساژ دادن شکمم دردمو آروم تر کنم ولی فایده ای نداشت
که جیمین اومد پیشم
جیمین: دلت درد میکنه؟
ا.ت: آخ آره
جیمین: میخوای ببرمت پیش دکتر؟
ا.ت: دکتر میتونه برام چیکار کنه، فوقش همون قرصایی رو میده که همیشه میخورم
جیمین: خب چرا قرص نمیخوری؟
ا.ت: چه فایده داره
جیمین: بیا اینجا بشین پیشم
رفتم پیشش نشستم و دستشو برد زیر لباسمو و شکمم رو ماساژ میداد
به طرز عجیبی دل دردم کمتر شد
مطمئنم اون پسر آدم نیست، اون یه فرشتست
جیمین: بهتری پرنسسم؟
ا.ت: اوهوم
ا.ت: چجوری انقدر خوب با دخترا رفتار میکنی؟ البته تعجبی نداره، همچین پسر جذابی معلومه که دوست دخترای زیادی داشته
جیمین: حسودیم میکنی؟
ا.ت: نه خب ول...
که اومد لبامو بوسید
یه لبخند زدم و همراهیش کردم
ا.ت: چرا انقدر منو میبوسی؟
جیمین: چون اون لبا متعلق به منن، دوست دارم ببوسمشون
بعدش اومد چندتا بوسه روی لبم زد
جیمین: چندبار باید ببوسمت تا متوجه بشی اونا مال منن؟
که گوشی جیمین زنک خورد
تهیونگ بود
جیمین: بله؟
تهیونگ: سلام چطوری؟ میای امروز بریم بیرون
جیمین: کی دقیقا؟
تهیونگ: ساعت ۷
جیمین: باشه بعدا بهم اس ام اس بده که کجا میریم، خدافظ
ا.ت: کی بود؟
جیمین: تهیونگ، میخوایم بریم بیرون
ا.ت: کیا هستن؟
جیمین: من چمیدونم، دختر بود برمیگردم، قول
ا.ت: باشه خوبه
ادامه دارد...
- ۴.۴k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط