{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز دختره همسایمون ک 11 سالشه رو دیدم ک میخواست خودکشی

دیروز دختره همسایمون ک 11 سالشه رو دیدم ک میخواست خودکشی کنه.قصد داشت از بالا ساختمون بپره پایین جلوشو گرفتم خلاصه گفتم چی شده؟
گفت:ولم کرد
گفتم:بیخیال بیا برو عروسک بازی کن
برگشت گفت:چطور ب زندگیه عادی برگردم با اون همه خاطره,بوسه هاش,عکساش,تختی ک روش عشق بازی میکردیم,اشک هایی ک تو بغل هم از گونه هامون خارج میشد,بوی عطرش

همون جا من پریدم از ساختمون پایین این پست رو هم از اون دنیا نوشتم

انا الا و انا الیه راجعون.
دیدگاه ها (۹)

؟؟؟؟؟؟؟؟

ﺷﺐ ﻣﯿﺸﻪ ...ﻣﯿﺮﯼ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯽ ...ﺩﻟﺖ ﺷﮑﺴﺘﻪ...

‏به سلامتی کسی که تنهام گذاشت ورفتولی تاریخ تولدش هنوز رمز گ...

ﻫﺮﮐﯽ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺻﺶ ﭼﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪبگه........ﺗﺎ ﺑﻼﮐﺶ ﮐﻨﻢ ....

رمان تو خود منی

رمان تو خود منی

پارت ۳۸: وقتی “شریک بودن” به مذاقش خوش نیامدفردایِ اون روز، ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "61"☆ویو هانا☆بعد از رفتن آقای الکس، چند لحظه همون...

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

رمان آرام باش

ادامه پارت ۱۷ قسمت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط