{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران که شدی مپرس ، این خانه ی کیست

باران که شدی مپرس ، این خانه ی کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدی، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران ! توکه از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست
با سوره ی دل ، اگر خدارا خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست
این بی خردان،خویش ، خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
گر درک کنی خودت خدا را بینی
درکش نکنی , کعبه و بتخانه یکیست
دیدگاه ها (۶)

سـلـام بـر قـلـب هـایی کـه جـز دوسـت داشتـن چیزی نیاموخته ان...

چقدر دلم تمام شدن می خواهداز آن تمام شدن هایی که بشود نقطه س...

ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ ﺷﻌﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ " ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺷﺒﯽ ﺑﺎﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬ...

به کجا پر بزنم ؟! من که پرم ریخته استشهر آوار شده روی سرم ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط