{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه کنم با غم خویش؟

چه کنم با غم خویش؟
که گهی بغض دلم میترکد
دل تنگم زعطش میسوزد
شانه ای میخواهم
که گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست ...

هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

مرز جنونکلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی ب...

تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندمو جای یک اصل راخالی یافتمعزیز...

به شادی معتاد شوید!آنقدر تمرین کنیدوجود و افکارتان را از آنچ...

قلم موے اراده رابردار …آغشتہ بہ رنکَ عشق کڹرنکَ تازه اے بزڹب...

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۴۰

عاشقانه های شبنم

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

پارت بعدی 🎀عصر همان روز...ات جلوی کافه ایستاده بود و چند ثان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط