{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز و شب خوابم نمیآید به چشم غم پرست

روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست
بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
دیدگاه ها (۰)

باران که میبارددلم برایت تنگ تر می شودراه می افـتم بدون چتر ...

@mhchufست شد آبجی خوشکلم❤️❤️❤️❤️

گذشتم از سر عالم، ڪسے چه مے داندڪه من به گوشهء خلوت، چه عالم...

دیدمش روزی، ولی او عاشق سابق نبوددست در دستِ رقیبم چشم او صا...

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا راکه به ماسوا فکندی همه سای...

قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترم ...یاد باداا .. ان نگار وُ ...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط