{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جاده ها پر است از یک نگاه

جاده ها پر است از یک نگاه
و من در امتداد لحظه ها
بدنبال حضور دیگری هستم
افق خاکستریست
دم دم های غروب است
جاده پر است از سکوت
بوی رودخانه و صدای گنجشکان
و من منتظر پشت پنجره
مثل هر غروب
پرم از نیامدن هایت
دیدگاه ها (۱)

شب به سحر رسانده‌ام ديده به ره نشانده‌ام گوش به زنگ مانده‌...

چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدي چه اشكها كه در گلو رسوب ...

دوباره شعر سراغی ز بیکرانه گرفت و آسمان غزلها تو را بهانه گر...

همه‌ی آنهایی که مرا می‌شناسند می‌دانند چه آدم حسودی هستم ؛ ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳جونگوک عکس را از سامان گرفت و ب...

تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:) به قلم لینا شی:)نور ...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

پارت بیست و یکم

وارث سایه‌ها — پارت ۱۱صدای باران روی شیشه‌های بلند عمارت می‌...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت چهارم | پیام مرموزا....

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

RESPECT OR DIE : پارت هفدهمجونگ‌کوک چند قدم جلو رفت...درِ سا...

(debt (part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط