{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

_🌹 _شهریور
چه عاشقانه روزهایش را ورق میزد
تا برسد به پاییز
مجالی نیست
باید رنگ ها را مهمان برگ ها کرد
پاییز می آید
و باز شهریور می ماند
و عاشـــقانه هایش...!

   ‌ ‌
دیدگاه ها (۳)

منِ بی تومنِ بعد از تو چه غریب و آشناسمیان انبوه آدم های انس...

برای اینکه خانه ای، خانه باشد باید کسی مدام در آن راه برود.ب...

راه گریزی نبودعشق آمد و جانِ مرادر خود گرفت و خلاص!من در توه...

شهریور چه عاشقانه روزهایش را ورق می زند تا برسد به پاییز مجا...

شب را بیدار ماند تا زمانی که کوچک ترین عقربهٔ ساعت روی پنج ر...

زندگی را هر روز ورق میزنم هر بار زیر یک سطرش خط می کشم...گاه...

هالک : متاسفم و معذرت ، خونم به جوش آمد ! بازيكنان دو تيم كر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط