{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش من فقط اندازه ی تو جا دارد و بس

آغوش من فقط اندازه ی تو جا دارد و بس
دوست داشتنت در تک تک رگ های
بدنم مثل خون جاریست
خواستنت همه پوست و استخوانم شده
من بلد نیستم دوستت نداشته باشم
بلد نیستم حرف دلم را بهت نگم
حتی بلد نیستم نخندم وقتی باهاتم
حتی بلد نیستم دیونه ت نشم
وقتی با چشمات دلبری میکنی
من هیچ کاری بلد نیستم
جز دوست داشتن تو
دیدگاه ها (۲)

به کَنعانَم مَبر ای بَخت، مَن یوسف نِمیخواهَمببَر آنجا که کو...

چقدر دلم میخواهد باشیحتی به مساحت یک یادحتی به قدر یک دعاباش...

منمدرختی کهبرگ هایش را ریختتا توماه رااز میان شاخه هایشتماشا...

عکاس خودم^__^هیــچ #سیــــنی بهــــتر از سیـــن ، ساعتــهای ...

اهم، شب شد و من دوباره دیوانه شدم. متنی برای قند عسلم نوشتم😀...

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط