{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یارو تو خیابون بدو بدو اومد سمتم یقه مو گرفت گفت: مرتیکه

یارو تو خیابون بدو بدو اومد سمتم یقه مو گرفت گفت: مرتیکه با زن من چیکار داری؟

منم هنگ کرده بودم گفتم هیچی به خدا

گفت: نمی تونی هم کاری داشته باشی! چون من اصلا زن ندارم!

بعد یه کم مثل اسب خندید رفت

بعد میگن تحریم ها هیچ اثری رو مردم نداشته ^_^
دیدگاه ها (۲)

اینایی که مثلا بهشون قهوه تعارف می کنی بعد می پرسی: شیر؟ شکر...

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻴﺰﻳﻚ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﻴﺎ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ,ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻣﺪ، ﺍﺳﺘ...

.

.

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 182♡⁠。⁠)⁩سر جون...

KIM V

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

ترکم نکن

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 198♡⁠。⁠)⁩تو دهن...

پارت هیفده

part 4

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط