{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ممکن است...

ممکن است...
ممکن است چند روز دیگر
جیبهایم پر شود از برف
ممکن است چند روز دیگر
نامههای گرسنه برسند و 
شرم سیگاری برایم بگیراند
ممکن است ناگهان چاییام سرد شود
ممکن است زیر سیگاری در بالکن بگذارم و پر شود از مه
سینهام از دل
دلم از صدا
صدایم از گریه...
ممکن است...

 

از : بروژ آکرهای
دیدگاه ها (۱)

چیزی نمانده ماه میان سکوت فرو میمیردآسمان از ستاره تهی میشود...

نخست برای گرفتن کمونیست ها آمدندمن هیچ نگفتمزیرا من کمونیست ...

یک ساعت تمامبدون اینکه یک کلام حرف بزنمبه روی اش نگاه کردمفر...

وقتی غرق احساسیسعی نکن خودت رو جای آدمای عاقل جا بزنی.بجای ا...

سناریو : وقتی چند روزیه حالت بده و گریه میکنیتام : تو کتابخو...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۱۶دو ماه از آمدن سئول گذشت.زمستا...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۰یک ماه گذشت.تابستان بود. هوا گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط