{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک ساعت تمام

یک ساعت تمام

بدون اینکه یک کلام حرف بزنم

به روی اش نگاه کردم

فریاد کشید که:

آخر خفه شدم!

چرا حرفی نمی زنی؟

گفتم: نشنیدی؟!... برو!...
دیدگاه ها (۱)

ممکن است...ممکن است چند روز دیگرجیبهایم پر شود از برفممکن اس...

چیزی نمانده ماه میان سکوت فرو میمیردآسمان از ستاره تهی میشود...

وقتی غرق احساسیسعی نکن خودت رو جای آدمای عاقل جا بزنی.بجای ا...

میگن عشق چشمو کور می کنهاگه بهش مزه بده گوشم کر می کنه.ولی خ...

part: 2 زمان حال ویو ات:تو فکر بودم که صدای (دینگ) ازگوشیم ا...

من مرخص شدم امروز ساعت ۵ رفتیم خونمون بعد اینکه اگه مامانو ب...

¹³فردا صبح که بیدارشدم‌ رفتم پاین که جونگ کوک رو ندیدم یعنی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط