{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز افتاده توی

پاییز افتاده توی
فنجان قهوه
هم که می زنی
جنگل از خواب می پرد
و برگهای درختان نارنجی
می ریزد روی میزهای تمام کافه های دنیا
یک برگ می شود
یک اتفاق
یک عاشقانه پر هیاهو
یک فنجانْ قهوه دیگر
قاشق را از دستت می گیرم
بگذار جنگل بخوابد
دیدگاه ها (۱)

دستت را بوسیدم... پاییز بود و نم باران... دستت را بوسیدم... ...

(ترجمه فارسی دارد ) گلمه قارانیق گجه لر طاقتیم بوخدور گج...

جان دلم.. به حس و حالِ شاعرانه ام قسم که دیدنت خیال بود به ب...

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

p18

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط