{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملکه من

ملکه من:
p8:
ویو ا.ت فردا:
من لباس های خیلی ساده ای داشتم برای همین تصمیم گرفتم برای شب خرید کنم چون مراسم رسمی بود مشکی باید بگیرم و چون بدن لاغر و قشنگی دارم تنگ باشه بهتره تو سایت گشتم و یه دکلته ی کوتاه که تا بالای زانوم بود رو خریدم یه کفش مشکی و مو های کمی موج دار و آرایش ساده و مخملی عالی میشه یعنی جیمین قراره چطور تیپ بزنه؟
ویو جیمین:
رسیدم خونه دیدم می چی نیست حتما رفته پیش دوستاش پس مهم نبود یه حموم رفتم و لباس هایی که برای مهمونی انتخاب کرده بودمو پوشیدم یه کت شلوار مشکی اما بدون کربات مو هامو دست نزدم به نظرم لخت شلوغ خوب بود کفش های چرم مشکی مو پام کردم و هیوندای مشکیمو برداشتم تا دنبال ا.ت برم یادم رفت بهش بگم که باید به عنوان پاتنرم همرام بیاد پس بهش زنگ زدم
جیمین:سلام ا.ت
ا.ت:سلام رییس
جیمین:دارم میام دنبالت آماده ای دیگه
ا.ت:چرا شما؟
جیمین :چون قراره شبیه یه زوج به مهمونی بریم
ا.ت:عا عام ب باشه
دم در خونشون پارک کردم و منتظرش وایسادم چرا خونشون باید آنقدر سطح پایین باشه با اینکه پول زیادی از من میگیره؟در هر صورت مشکل خودشه به من چه؟ یه دختری که اول نشناختمش از همون خونه ی سطح پایین بیرون اومد اون ا.ت بود یه لباس کوتاه جذاب که پوست سفیدشو به نمایش میزاشت اون مو های حالت دارش که دور شونه های لختش قرار داشت در نگاه اول فکر کردم آرایش نداره چون واقعا به تنهایی خیلی چهره ی زیبایی داشت ولی اون تینت قرمزی که زده بود آدمو جذب خودش میکرد مطمئن نیستم که دلم بخواد با این لباس به مهمونی بیاد ولی من در جایگاهی نیستم که بهش دستور بدم نه
دیدگاه ها (۰)

ملکه من:p9:ویو ا.ت: نگاه سنگینشو رو خودم حس میکنم پس تصمیم گ...

ملکه من:p10:ویو ا.ت: جیمین:د آخه فکر کنم اونی که میخوای دلش...

ملکه من:p7:ویو جیمین:.....:سلام شما؟ جیمین:سلام من همکار خان...

ویو ا.تجیمین: سلام به همه‌گی. ما امروز اینجاییم تا دو تا چی...

Part 14ا،ت ویو رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست ه...

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط