ملکه من
ملکه من:
p7:
ویو جیمین:
.....:سلام شما؟
جیمین:سلام من همکار خانم ا.ت هستم حالشون خوب نبود من آوردمشون شما باید مادرش باشید درسته؟
م.ت:بله ممنون بار این بچه هم افتاد گردن شما
جیمین:خواهش میکنم فعلا
فردا ویو ا.ت:
م.ت:ا.ت پاشو دیرتر میشه ها
ا.ت:آی سرم من کجام
م.ت:میخواستی کجا باشی خونه دیگه
ا.ت:ای وای فشن شو
سریع از جام بلند شدم و بعد برداشتن لباس های فشن شو و پوشیدن یه کت شلوار بدون هیچ آرایشی به سمت در رفتم
م.ت:صبحونه..
ا.ت:نه نمیخوام ممنون بای مامانم
یه تاکسی شخصی گرفتم و سمت سالن مد حرکت کردم که گوشیم زنگ خورد رئیس بود
ا.ت:سلام رییس دارم میام
جیمین:عجله نکن نیم ساعت وقت داری
ا.ت:چشم
وای نه یعنی من تا ساعت یک خوابیدم؟
ا.ت:آقا سریع تر
دو مین بعد سالن بودم با تمام سرعت مدل هارو آماده کردم و به سالن فرستادم و یه نسکافه خوردم که خواب از سرم بپره
جیمین:خانم ا.ت حالتون بهتره
ا.ت:آخ شما زحمت کشیدین منو رسوندید؟ ممنونم
جیمین:خواهش میکنم
یهو یاد این افتادم که دیشب مست کرده بودم نکنه بهش اعتراف کرده باشم نه
ا.ت:رییس من دیشب چیز عجیبی هزیون گفتم(خجالت)
جیمین:نه فقط هی زیر لب میگفتی عاشقتم دوست دارم امیدوارم عاشق هرکسی که هستی بهش برسی(خنده)
ا.ت:اینجوری نگید آقا به خدا که هزیون بود(خجالت آروم)
جیمین :میدونم میدونم(خنده) راستی فردا یه مهمونی بزرگ برای تمام شرکت های مد دعوت شدم باید یه همراه داشته باشه اگه دوست داری با من میتونی بیای
ا.ت؛میتونم(زوق)
جیمین:آره
ا.ت:پس روم حساب کنید
جیمین:البته
p7:
ویو جیمین:
.....:سلام شما؟
جیمین:سلام من همکار خانم ا.ت هستم حالشون خوب نبود من آوردمشون شما باید مادرش باشید درسته؟
م.ت:بله ممنون بار این بچه هم افتاد گردن شما
جیمین:خواهش میکنم فعلا
فردا ویو ا.ت:
م.ت:ا.ت پاشو دیرتر میشه ها
ا.ت:آی سرم من کجام
م.ت:میخواستی کجا باشی خونه دیگه
ا.ت:ای وای فشن شو
سریع از جام بلند شدم و بعد برداشتن لباس های فشن شو و پوشیدن یه کت شلوار بدون هیچ آرایشی به سمت در رفتم
م.ت:صبحونه..
ا.ت:نه نمیخوام ممنون بای مامانم
یه تاکسی شخصی گرفتم و سمت سالن مد حرکت کردم که گوشیم زنگ خورد رئیس بود
ا.ت:سلام رییس دارم میام
جیمین:عجله نکن نیم ساعت وقت داری
ا.ت:چشم
وای نه یعنی من تا ساعت یک خوابیدم؟
ا.ت:آقا سریع تر
دو مین بعد سالن بودم با تمام سرعت مدل هارو آماده کردم و به سالن فرستادم و یه نسکافه خوردم که خواب از سرم بپره
جیمین:خانم ا.ت حالتون بهتره
ا.ت:آخ شما زحمت کشیدین منو رسوندید؟ ممنونم
جیمین:خواهش میکنم
یهو یاد این افتادم که دیشب مست کرده بودم نکنه بهش اعتراف کرده باشم نه
ا.ت:رییس من دیشب چیز عجیبی هزیون گفتم(خجالت)
جیمین:نه فقط هی زیر لب میگفتی عاشقتم دوست دارم امیدوارم عاشق هرکسی که هستی بهش برسی(خنده)
ا.ت:اینجوری نگید آقا به خدا که هزیون بود(خجالت آروم)
جیمین :میدونم میدونم(خنده) راستی فردا یه مهمونی بزرگ برای تمام شرکت های مد دعوت شدم باید یه همراه داشته باشه اگه دوست داری با من میتونی بیای
ا.ت؛میتونم(زوق)
جیمین:آره
ا.ت:پس روم حساب کنید
جیمین:البته
- ۳.۰k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط