شب سردی ست دلم دیده ی تر می خواهد
شب سردی ست دلم دیده ی تر می خواهد
دل آشفته ی من از تو خبر می خواهد
قهوه و شعر و خیال تو و این باد خنک
باز لبخند بزن قهوه شکر می خواهد
امشب آبستنم از تو غزلی شور انگیز
با خبر باش که این طفل , پدر می خواهد
غارتم کرده ای و خنده کنان می گویی
صد دل از کف یک سنگ هنر می خواهد
ترس در جام دلم ریخت در این اگر
یادم آمد سفر عشق جگر می خواهد
دل آشفته ی من از تو خبر می خواهد
قهوه و شعر و خیال تو و این باد خنک
باز لبخند بزن قهوه شکر می خواهد
امشب آبستنم از تو غزلی شور انگیز
با خبر باش که این طفل , پدر می خواهد
غارتم کرده ای و خنده کنان می گویی
صد دل از کف یک سنگ هنر می خواهد
ترس در جام دلم ریخت در این اگر
یادم آمد سفر عشق جگر می خواهد
- ۱.۸k
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط