{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی

ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی
نه مرغ شب از ناله ی من خفت و نه ماهی

آن لحظه که ریزم چو فلک، از مژه کوکب
بیدار کسی نیست که گیرم به گواهی

#شهریار |
دیدگاه ها (۱۰)

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

جاده بی راهه

p11صبح روز بعد...تهیونگ از پنجره‌ی اتاقش به خیابان خیره شده ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

میبخشی پارت ۳

پارت ۲۳ — فاصلهچند هفته‌ی بعد، واقعاً کمتر همدیگر را دیدند.ی...

سناریو

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط