وقتی با هم قهر بودین ولی سرما خورده بود...
وقتی با هم قهر بودین ولی سرما خورده بود...
با رسیدن به آدرس پیاده شدیم وارد شدیم که بوی الکل و سیگار زیر بینیم پیچید به دور و اطراف نگاه کردم دخترا با لباس کوتاه موهای باز عشوه میومدن و میرقصیدن و پسرا نگاهشون رو بد.ن دخترا میچرخوندن نامحسوس سمت کوک رفتم و گفتم
_پیداشون کردی؟!
نوچی کرد و دستش و دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش نزدیک کرد و گفت
_نه . ازم دور نمیشی!!
با دقت به مردم نگاه کردم که جیان و دیدم سمتش رفتم میا و تهیونگ و جیمین نشسته بود و نوشیدنی میخوردن رو صندلی نشستیم که نگاهم به میا خورد خیلی مست بود. لبخند گشادی زد و گفت .
_ چه خبرررر جیگرااااا؟!
خنده ای کردم و گفتم
_سلام!!
سمت ته برگشتم، و گفتم
_جرا اینجا حالا؟!!
ته چشمکی به جیمین زد و شیطون .گفت .
_ چون حال میده!!
بعدش باهم خندیدن ، اخمی کردم و سوالی به میز خیره شدم حال میده؟!!! سمت کوک برگشتم اخم کرده بود پاهاش و تکون میداد لبش و میجوید دستم و روی پاش گذاشتم و گفتم
_حالت خوبه؟!!
نوچی کرد کلافه نگام کرد خیلی یهویی سمتم حمله ور شد و لبش و رو لبم کوبوند و با شدت میبوسید . . چشمام گرد شد صدای خنده بچه ها بلند شد . حرصی شدم هلش دادم که اخمی کرد و مچ دستم و گرفت و کشید؛ دستشو پشت کمرم و گردنم گذاشت و سمت خودش کشیدم . و دوباره بوسید.م چشمام گرد شده بود با خجالت به چشمای بستش نگاه میکردم .
_ میرا همراهی کن، کلی دختر دارن با حسرت نگات میکنن . بزار نشون بدی کوک مال توعه!!
انگار با این حرفش خجالتم از بین رفت همراهیش کردم لبخند ریزش و حس کردم . بعد چند مین جدا شدیم هر دو نفس نفس میزدیم پیشونیش و به پیشونیم چسبوند .
_آه...عاشقتم ..
لبخندی زدم و بوسه ای رو گونش زدم و گفتم
_منم. راستی طبت پایین اومد؟!!
_آره . تو بالا سرم بودی؟!!
_اهوم
خنده ای کرد و گفت
_خواب نبودم . حس میکردم بالا سرمی !!
اخمی کردم و گفتم .
_بی تربیتتت!!
خنده ای کرد و محکم بغلم کرد .
_خرگوش کوچولو!!!
...
با رسیدن به آدرس پیاده شدیم وارد شدیم که بوی الکل و سیگار زیر بینیم پیچید به دور و اطراف نگاه کردم دخترا با لباس کوتاه موهای باز عشوه میومدن و میرقصیدن و پسرا نگاهشون رو بد.ن دخترا میچرخوندن نامحسوس سمت کوک رفتم و گفتم
_پیداشون کردی؟!
نوچی کرد و دستش و دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش نزدیک کرد و گفت
_نه . ازم دور نمیشی!!
با دقت به مردم نگاه کردم که جیان و دیدم سمتش رفتم میا و تهیونگ و جیمین نشسته بود و نوشیدنی میخوردن رو صندلی نشستیم که نگاهم به میا خورد خیلی مست بود. لبخند گشادی زد و گفت .
_ چه خبرررر جیگرااااا؟!
خنده ای کردم و گفتم
_سلام!!
سمت ته برگشتم، و گفتم
_جرا اینجا حالا؟!!
ته چشمکی به جیمین زد و شیطون .گفت .
_ چون حال میده!!
بعدش باهم خندیدن ، اخمی کردم و سوالی به میز خیره شدم حال میده؟!!! سمت کوک برگشتم اخم کرده بود پاهاش و تکون میداد لبش و میجوید دستم و روی پاش گذاشتم و گفتم
_حالت خوبه؟!!
نوچی کرد کلافه نگام کرد خیلی یهویی سمتم حمله ور شد و لبش و رو لبم کوبوند و با شدت میبوسید . . چشمام گرد شد صدای خنده بچه ها بلند شد . حرصی شدم هلش دادم که اخمی کرد و مچ دستم و گرفت و کشید؛ دستشو پشت کمرم و گردنم گذاشت و سمت خودش کشیدم . و دوباره بوسید.م چشمام گرد شده بود با خجالت به چشمای بستش نگاه میکردم .
_ میرا همراهی کن، کلی دختر دارن با حسرت نگات میکنن . بزار نشون بدی کوک مال توعه!!
انگار با این حرفش خجالتم از بین رفت همراهیش کردم لبخند ریزش و حس کردم . بعد چند مین جدا شدیم هر دو نفس نفس میزدیم پیشونیش و به پیشونیم چسبوند .
_آه...عاشقتم ..
لبخندی زدم و بوسه ای رو گونش زدم و گفتم
_منم. راستی طبت پایین اومد؟!!
_آره . تو بالا سرم بودی؟!!
_اهوم
خنده ای کرد و گفت
_خواب نبودم . حس میکردم بالا سرمی !!
اخمی کردم و گفتم .
_بی تربیتتت!!
خنده ای کرد و محکم بغلم کرد .
_خرگوش کوچولو!!!
...
- ۲.۵k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط