p18
p18
P15
بورام:خوشمزه بودن لواشک به ترش بودنش هس دیگه
*بعد چند دقیقه رسیدن
ویو بورام:از ماشین پیاده شدم تهیونگ از من جلوتر رفت کلید رو انداخت در رو باز کرد وارد حیاط خونش شدم البته خونه نبود قصر بود دیدم یه نفر زوم کرده بهم
برگشتم دیدم تهیونگ زوم کرده بود رو من
بورام:ببخشید*خجالت زده
تهیونگ:چمدونت رو بده من
من میبرمش
وارد خونش شدم خیلی بزرگ بود همه چیزش با تم کرمی بود تو این خونه بزرگ پشه هم پر نمیزد
تهیونگ:دنبالم بیا
بورام:*مثل جوجه اردکا دنبالش راه افتادم رفت طبقه بالا یکی از اتاق هارو نشون داد
۱۸ لایک
۱۰ کامنت
P15
بورام:خوشمزه بودن لواشک به ترش بودنش هس دیگه
*بعد چند دقیقه رسیدن
ویو بورام:از ماشین پیاده شدم تهیونگ از من جلوتر رفت کلید رو انداخت در رو باز کرد وارد حیاط خونش شدم البته خونه نبود قصر بود دیدم یه نفر زوم کرده بهم
برگشتم دیدم تهیونگ زوم کرده بود رو من
بورام:ببخشید*خجالت زده
تهیونگ:چمدونت رو بده من
من میبرمش
وارد خونش شدم خیلی بزرگ بود همه چیزش با تم کرمی بود تو این خونه بزرگ پشه هم پر نمیزد
تهیونگ:دنبالم بیا
بورام:*مثل جوجه اردکا دنبالش راه افتادم رفت طبقه بالا یکی از اتاق هارو نشون داد
۱۸ لایک
۱۰ کامنت
- ۱۸۵
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط