P16
P16
بورام:*وارد اتاق شدن
این اتاق مال منه؟؟؟
تهیونگ:اره چطور؟؟
بورام:یکم بزرگ نیس؟؟
تهیونگ:منظورت چیه؟کوچکترین اتاق این هس
من میرم ناهار رو درست کنم تو هم وسایلت رو بچین چیزی هم نیاز داشتی بگو
بورام:باشه
ویو بورام:شروع کردم به چیدن وسایلام درد زیر شکمم داشت بیشتر میشد
الان که نمیشم نه بابا به خودم امید بدم
تهیونگ:ناهار حاضره بیا ناهار*با صدای بلند
بورام:اومدممم
*داشتن غذا میخوردن و تهیونگ حرف میزد
تهیونگ:نظرت چیه عصر بریم بیرون؟؟؟
بورام:نههههههههه*با صدای بلند
*بلند شد بدو بدو رفت اتاق یدونه زود پد بهداشتی رو برداشت رفت سرویس
ویو تهیونگ:چش شد فقط گفتم بریم بیرون بلند شدم رفتم اتاقش دیدم رفته سرویس نشستم رو تخت منتظر موندم چند دقیقه ایی گذشت خبری ازش نشد
رفتم پشت در وایستادم
بورام حالت خوبه؟؟؟
بعد چند دقیقه در رو باز کرد دیدم رنگش پریده دستش رو گذاشته بود رو شکمش
بورام:معلوم نیس یا کورییییی*با صدای بلند
تهیونگ:باشه ببخشید بیا دراز بکش رو تخت*اروم از شونه هاش گرفت سمت تخت برد
۱۹ لایک
۶ کامنت
بورام:*وارد اتاق شدن
این اتاق مال منه؟؟؟
تهیونگ:اره چطور؟؟
بورام:یکم بزرگ نیس؟؟
تهیونگ:منظورت چیه؟کوچکترین اتاق این هس
من میرم ناهار رو درست کنم تو هم وسایلت رو بچین چیزی هم نیاز داشتی بگو
بورام:باشه
ویو بورام:شروع کردم به چیدن وسایلام درد زیر شکمم داشت بیشتر میشد
الان که نمیشم نه بابا به خودم امید بدم
تهیونگ:ناهار حاضره بیا ناهار*با صدای بلند
بورام:اومدممم
*داشتن غذا میخوردن و تهیونگ حرف میزد
تهیونگ:نظرت چیه عصر بریم بیرون؟؟؟
بورام:نههههههههه*با صدای بلند
*بلند شد بدو بدو رفت اتاق یدونه زود پد بهداشتی رو برداشت رفت سرویس
ویو تهیونگ:چش شد فقط گفتم بریم بیرون بلند شدم رفتم اتاقش دیدم رفته سرویس نشستم رو تخت منتظر موندم چند دقیقه ایی گذشت خبری ازش نشد
رفتم پشت در وایستادم
بورام حالت خوبه؟؟؟
بعد چند دقیقه در رو باز کرد دیدم رنگش پریده دستش رو گذاشته بود رو شکمش
بورام:معلوم نیس یا کورییییی*با صدای بلند
تهیونگ:باشه ببخشید بیا دراز بکش رو تخت*اروم از شونه هاش گرفت سمت تخت برد
۱۹ لایک
۶ کامنت
- ۱۰۸
- ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط