{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من یک مافیاست part

استاد من یک مافیاست  part 8
اون سه هیوک بود همون عوضی که به من خیانت کرد
یکدفعه اشک تو چشمام جمع شد و گریه کردم
ویوی نامجون
داشتم با کوک حرف میزدم که چشمم افتاد به لیسا داشت گریه میکرد رفتم سمتش
نامجون : لیسا حالت خوبه
لیسا : چرا......  هق.... اون.  اینجاست.. هق
نامجون : کی اینجاست
دیدم لیسا به یه پسره اشاره کردم فکر کنم دوست پسرشه
دست لیسا رو گرفتم بردمش اونور
ویوی لیسا
دستمو گرفت منو برد پشت بوم
نامجون : یک هوا بخور
لیسا : ممنون
نامجون : فردا گریت نگیره
لیسا : نه برای چی
نامجون : اون پسره دستیار تهیونگه
لیسا : میشه وقتی شکست خوردن با مشت بزنم تو صورت دستیارش
نامجون : خخخخخ اره میشه اهان راستی  اون کیه توعه
لیسا : دوست پسر سابقم  سه هیوک که بهم خیانت کرد
نامجون : چطوری
لیسا : سالگردمون بود رفتم خونش دم اتاق که رفتم دیدم روتخته کنارش یه دختر که داشتن که یکاری میکردن همین چیز خاصی نداره
نامجون : منم داشتم اسمش.............
دوتا پارت بعدی رو هفته ی دیگه میزارم
دیدگاه ها (۱)

عکسایی که روشون قفلی زدم برای پست زرده

اخرین اسکرین گوشیم

استاد من یک مافیاست part 7راویبعد از معرفیویوی لیساشیومین پس...

تا 1 ساعت و 30 دقیقه دیگه پارت 7 رو میزارم اگر پارت های قبلی...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐ویو جیمین: اونشب رفته بودیم مهمونی دوست یونا، ولی به ...

درخواستی هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط