{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من یک مافیاست part

استاد من یک مافیاست part 7
راوی
بعد از معرفی
ویوی لیسا
شیومین پسر باحالی بود امیداورم بعدا باهم به مشکل بر نخوریم
نامجون : خب بسه دیگه راه بیوفتیم سمت مهمونی
راوی
همه سوار ماشین شدند و راه افتادند سمت باری که مهمونی داخلش بود دخترا لباساشون رو عوض کردند و وارد شدند
جنی : چه بزرگه
لیسا : این دوباره یه جای بزرگ دید  خدایا خفه شو لطفا جنی
داشتم با جنی حرف میزدم که دیدم یه دختره اومد سمت نامجون و بغلش کرد فکر کردم دوست دختره نامجونه ولی باورم نمیشد 
نامجون : اون جو چند بار بهت گفتم بغلم نکن خوشم نمیاد
اون جو : ببخشید داداشی
داداشی یعنی نامجون خواهر داره
نامجون : باشه برو پیش دوستات
رزی : لیسا بیا پشت من وایسا
لیسا :چرا
رزی : این پسره خیلی بد نگات میکنه
لیسا : رزی من دیگه بزرگ شدم ولم کن
کی داره منو بد نگاه میکنه چشم انداختم ببینم کیو میگه که اونو دیدم...............
دیدگاه ها (۰)

استاد من یک مافیاست  part 8اون سه هیوک بود همون عوضی که به م...

عکسایی که روشون قفلی زدم برای پست زرده

تا 1 ساعت و 30 دقیقه دیگه پارت 7 رو میزارم اگر پارت های قبلی...

بلاخره تصمیم گرفتم میخوام فیکمو ادامه بدم ایا حمایت میکنید 🥺...

عشق فاش شده من

دو رگه عشق پارت ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط