آمدی رد شدی

آمدی ، رد شدی

تا برگردی درخت های اَنار ، پرتقال دادند
و سایه ها ، سرجایشان ماندند
حتی پس از غروب ...

چه کار به کار جهان داشتی
دیوانگی ِ من بس نبود ...؟
دیدگاه ها (۳)

صدایت که کردم ... جانم گفتی !مانده ام با اینصد سالی که به عم...

بانوکدام زمستان، ازآغوش‌توگرم تر،وکدام گل سرخ، ازلبانت سرخ ت...

ﭼﻘــــﺪﺭ "ﺷـــﺐ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽ ﺁﯾــــﺪ" ... ﻭﻗﺘــــﯽ ﺗنه...

درد اونہ ڪہ... "نہ ڪسے مثہ اون میشہ"نہ خودش دیگہ خودش می...

⁨«ذات نکو، خودِ زیبایی‌ست —بی‌نیاز از صحنه و بی‌نیاز از صدا»...

My angel (part 13)پشتت رو بهش کردی تا بیشتر از این متوجه خجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط