{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه دفه بابام خاست بزنه تو گوشم یهو من رفتم تو فاز هندی گف

یه دفه بابام خاست بزنه تو گوشم یهو من رفتم تو فاز هندی گفتم:
بزن بابا.
بزن.
بزن تا بفهمم که هنوز بی صاحاب نشدم.
بزن تا بفهمم پدر بالا سرمه.
بزن بابا.
بعد درنهایت ناباوری بابام زد تو گوشم.
من: |
بابام:)
ولی من فکر میکردم بابام جوگیر میشه منو بغل میکنه باور کنo_O
دیدگاه ها (۳)

The unwanted roommate __________________________ویو پارک یور...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 222♡⁠。⁠)⁩لبخند ...

رمان عشق ممنوع

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P6جیمین: عااا چیز...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

رمان تو خود منی

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط