{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کتاب مفید

کتاب مفید


«داداش! یکی دو تا کتاب بهم میدی؟» نمیدانم کی نصیحتش کرده بود که یک دفعه عاشق کتابخوانی شده بود. «هر کدوم از کتابا رو که به دردت میخوره بردار». رفت جلوی کتابخانه من و یکی دو تا کتاب نسبتاً قطور برداشت. ولی به سن و سالش نمیخورد. تشکر کرد و رفت بیرون. میدانستم به دردش نمیخورد و آنها را برمیگرداند. چند دقیقه بعد، بلند شدم و با اشتیاق، دو سه کتاب که به سنش میخورد را جدا کردم و برایش بردم. توی اتاقش نبود. ... دیدم توی آشپزخانه است. کتابها را گذاشته روی صندلی و رفته روی کتابها تا برسد به ظرف شکلات خوری!
دیدگاه ها (۲)

حتما با موسیقی بی کلا م اشنا هستی .مرغزار گریان .لذت ببر

حکایت ...پیرمرد و تفنگ آبپاش پیرمرد، صدای زنگ را که شنید به ...

انجا که کلام در مانده میشود موسیقی اغاز میشود .<البته نه هر ...

کشور عزیز خودمون لاهیجان

شرلوک*Sherlockpart 29 (4) 🌀✒️جان صبح یکشنبه وارد آشپزخانه شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط