{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پلک بر هم بزن، این چشم اذان پخش کند

پلک بر هم بزن، این چشم اذان پخش کند
اشهَدُ انّ ' تو' در کل جهان پخش کند
خنده بر لب بنشان، حالت لبخند تو را
بدهم 'حاج حسین و پسران' پخش کند
بغلم کن همه جا ! شهر حسودی بکند
چشم تو بین زنان تیر و کمان پخش کند
باد با موی تو هر لحظه تبانی کرده
راز دیوانگی ام را به جهان پخش کند
بشود فاشِ همه راز اشارات نظر!
قصه ی عشق مرا نامه رسان پخش کند
شعر من خوبترین شعر جهان است اگر
آنچه از روی تو دیده ست، زبان پخش کند
وصف زیبایی تو در همه ی ابیاتم
آبِ دریاشده تا قطره چکان پخش کند...
درد یعنی تو نباشی بغلم ناز کنی
رادیو لحظه ای آواز بنان پخش کند ...
دیدگاه ها (۳)

مادرم گفت: عروسم شکلاتی باشد!لهجه اش مثل خودت خوب و دهاتی با...

ساده از دست ندادم دل پر مشغله راتا تو خندیدی و مجبور شدم مسا...

جز خسوف روی ماهت اتفاقی شوم نیستمی پرستم ماه را، از سجده ام ...

نمیشود که شوی یک دمی  فراموشمتویی که  شهد لبت  با   ترانه  م...

𝐩𝐚𝐫𝐭𝟕

ماه و شبحپارت پنجم | رقص زیر نقابصبح روز بعد...سلین هنوز مشغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط