{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم چرا ساکتییه چیزی بگو

گفتم :چرا ساکتی؟یه چیزی بگو
گفت :با بعضی از آدما میشه ساعت ها حرف زد؛بدون اینکه لازم باشه لباتو واکنی،با نگاه کردن بهشون،با زل زدن توو چشاشون همه ی حرفاتو می زنی و اونم میشنوه!!
تو هم همینطور حرفای اونو میشنوی!!
گفتم :ولی تو خیلی کم با من صحبت می کنی!
گفت :من با اونایی که حرفی باهاشون ندارم،صحبت نمی کنم؛
و بااونایی که خیلی حرف دارم براشون،فقط نگاهشون می کنم...
دیدگاه ها (۴)

درد آن جا بود؛که فهمیدم‌...تو حتی،دیر هم نکرده ای!!از ابتدا،...

موهایم،چه عاشقانه،در آغوش باد می رقصند؛نکند،آن دورترها...باد...

با تو بودن را می خواهم...نفس به نفس،لحظه به لحظه،اما چه کنم ...

یکی از پرتکرارترین سوالای ذهن من،البته بعد از چی بپوشم..." چ...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۹چند دیقه طول کشید ولی بالاخره اومد...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁸درسته که همه کا...

از زبان ا/تبازم داشت حرفایی میزد که اعصابم رو خورد میکردبرگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط