{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیککه یهو کوک شروع به قلقلک دادن دخترک کرد

اسم فیک:که یهو کوک شروع به قلقلک دادن دخترک کرد

+تو ذهنش:واای من خیلی قلقلکیم وای نه


+جونگکوک ههه نه بسه مردم بسه نههههه میگم کوک

-هوممم چیه دست از قلقلک دادنش برداشتم

+بوی سوختگی حس نمیکنی

-اره تخم مرغا

+سوختن کوک بدو تخم مرغا سوختن
هردومون سمت آشپزخانه قدم گزاشتیم

وقتی رسیدیم تخم مرغا سیاه شده بودن

+پووووف ببین یه بار خواستی یچیزی درست کنیا
ادمین گوه نخور عن تر سگ بچم ناراحت میشه دختره ی

-ببخشید من بدرد هیچی نمیخورم

+فک کنم نه مطمعن شدم که ازدستم ناراحت شده فک نمیکردم بزرگترین مافیای آسیا
ناراحت بشه رفتم گرفتمش تو بغلم

+معذرت میخوام آقا خرگوشه میشه منو ببخشی

-مگه بچم که قهر کنم بعد ناراحت بشم

+اره هستی

-نه نیستم

+میگم هستی و تمام

-خیلی خب حالا صبحانه رو چیکار کنیم

+هیچی چند دقیقه صب کن من یچیزی درست کنم عشقم

-باش عشقم

خلاصه که صبحانشونو خوردن

-اوم جوجه دستت درد نکنه خیلی خوشمزه بود

+نوش جونت عشقم

-عشقم من باید برم جلسه دارم

+اها باش عشقم اما میشه بگی با کی جلسه داری

-با پدرت و پدر خودم و بقیه همکارها


+پدرم ؟

-اره پدرت چرا تعجب کردی

+اخه پدرم پول دار که.

-اها اره میدونم اما خب بابام بهش 30 درصد سهام شرکت رو داده
+اها خب عشقم کی میای

-نمیدونم معلوم نیست ممکنه کارم طول بکشه

+اها باش عشقم

کوک لباساش رو بر تن کرد از ا/ت خداحافظی کرد و رفت سمت شرکت

نکته چون خود کوک و بابای کوک پولدارن همچنین مافیا هستن بالاخره چندین شرکت و هتل دارن

-با ا/ت خداحافظی کردم و به بادیگارد گفتم منو برسونه به شرکت

وارد شرکت که شدم همه به نشانه ی احترام برام خم شدن و گفتن خوش اومدید آقای جعون

-اهمیتی بهشون ندادم وارد اون اتاقی شدم که همیشه جلسه بر گزار میشد

پارت 29 پارت بعد هیجانی
دیدگاه ها (۱۳)

اسم فیک :ولی تو نمیدونی که من عاشقتم -اهمیتی بهشون ندادم وار...

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم =هه خیلی احمقی کوک من از...

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم -رفتم تا صبحانه آماده ک...

-الان میتونم ببینمش &بله فقط لباس مخصوص بپوشید که بیمار آلود...

فیک نامجون پارت هشتم (میکاپ آرتیست)

مافیای منpart : 29 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط