اسم فیکولی تو نمیدونی که من عاشقتم
اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم
=هه خیلی احمقی کوک من از همشون فیلم دارم بنظرت اگه به اون جنده نشون بدم حرف کدوممون رو باور میکنه(با پوزخند )
_رفتم یقشو گرفتم و چسبوندمش به دیوار غلط اضافه اینکن و اصلا چرا باید ا/ت رو طلاق بدم
=بنظرت چرا من گفتم که باید ازدواج کنی تا وارث بیاری میخواستم بعد از اینکه وارث اوردی اون جنده رو طلاق بدی و با میا ازدواج کنی
]دختر عمو کوک که هر شب زیر یکیه اما کوک رو دوست داره )
_اولا حرف دهنت رو بفهم ا/ت جنده نیست اون برادر زاده ی عزیزت جنده ست دوما من ا/ت رو طلاق نمیدم
=میدونی که اگه به حرفم گوش نکنی اونو میکشم قانون دوم مافیا رو یادت نره تا وقتی پدر زندست قدرت کامل هنوز دست اونه اگه من بخوام میتونم همین الان به بادیگاردا دستور بدم که اون جنده رو بکشن و هیچ کدومشونم حق اعتراض ندارن اینو که میدونی
-داشت راست میگفت هووفف پیرمرد خرف اگه بخوام از ا/ت طلاق نگیرم قدرتم رو از دست میدم اگه قدرتم رو انتخاب کنم برای همیشه ا/ت رو ازدست میدم
-حتی یک لحظه هم پیش اون حرومزاده ها نموندن سوار ماشین شدم و به بادیگارد گفتم بره سمت بار..
نکته کوک هروقت عصبانیه میره بار
نشستم روی یکی از صندلی ها طبق معمول باز یه سری هرزه داشتن خودشونو به بقیه میمالوندن
گارسون اومد سمتم و گفت علامتش&
&خوش اومدید آقای جعون
-همون همیشگی
&چشم تا چند دقیقه دیگه حاظر میشه
-گارسون 12 بطری عرق برام اورد منم چون ظرفیتم بالا بود همه رو سر کشیدم
چند دقیقه گذشته بود اههه لعنتی چرا انقدر هوا گرمه برچسب روی عرق رو خوندم اههه این این عرق هاریه کهه...
پارت 31
=هه خیلی احمقی کوک من از همشون فیلم دارم بنظرت اگه به اون جنده نشون بدم حرف کدوممون رو باور میکنه(با پوزخند )
_رفتم یقشو گرفتم و چسبوندمش به دیوار غلط اضافه اینکن و اصلا چرا باید ا/ت رو طلاق بدم
=بنظرت چرا من گفتم که باید ازدواج کنی تا وارث بیاری میخواستم بعد از اینکه وارث اوردی اون جنده رو طلاق بدی و با میا ازدواج کنی
]دختر عمو کوک که هر شب زیر یکیه اما کوک رو دوست داره )
_اولا حرف دهنت رو بفهم ا/ت جنده نیست اون برادر زاده ی عزیزت جنده ست دوما من ا/ت رو طلاق نمیدم
=میدونی که اگه به حرفم گوش نکنی اونو میکشم قانون دوم مافیا رو یادت نره تا وقتی پدر زندست قدرت کامل هنوز دست اونه اگه من بخوام میتونم همین الان به بادیگاردا دستور بدم که اون جنده رو بکشن و هیچ کدومشونم حق اعتراض ندارن اینو که میدونی
-داشت راست میگفت هووفف پیرمرد خرف اگه بخوام از ا/ت طلاق نگیرم قدرتم رو از دست میدم اگه قدرتم رو انتخاب کنم برای همیشه ا/ت رو ازدست میدم
-حتی یک لحظه هم پیش اون حرومزاده ها نموندن سوار ماشین شدم و به بادیگارد گفتم بره سمت بار..
نکته کوک هروقت عصبانیه میره بار
نشستم روی یکی از صندلی ها طبق معمول باز یه سری هرزه داشتن خودشونو به بقیه میمالوندن
گارسون اومد سمتم و گفت علامتش&
&خوش اومدید آقای جعون
-همون همیشگی
&چشم تا چند دقیقه دیگه حاظر میشه
-گارسون 12 بطری عرق برام اورد منم چون ظرفیتم بالا بود همه رو سر کشیدم
چند دقیقه گذشته بود اههه لعنتی چرا انقدر هوا گرمه برچسب روی عرق رو خوندم اههه این این عرق هاریه کهه...
پارت 31
- ۹.۷k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط