اونجا که کیف سیدی هات رو میذاشتی جلوت و یکی یکی ورق میز

اون‌جا که کیف سی‌دی هات رو میذاشتی جلوت و یکی یکی ورق میزدی و دودل بودی که واسه بار دویستم شرک ۱ ببینی یا واسه بار چهارصدم گارفیلد؛ اون‌جا خود خود زندگی بود.

26.09.1400
13:14
دیدگاه ها (۱۱)

"به خودت نگو" من اصلا شبیه بقیه دخترا نیستم ، شاید من اصلا د...

آدما با اصرار و ممارست به تو نزدیک میشن.توی این نزدیکی شناخت...

نوجوون بودم یه شعر ی خوندم راجع به دختری که همیشه و همه‌جا ع...

معمولا موقعِ دردای خیلی بزرگ، از خودم میام بیرون، میشینم یه ...

دردِ سکوتِ کسی که همیشه گوش میداد … در رو محکم به هم کوبید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط