نوجوون بودم یه شعر ی خوندم راجع به دختری که همیشه و همه‌ج

نوجوون بودم یه شعر ی خوندم راجع به دختری که همیشه و همه‌جا عربده میکشید خانوما مقدمن! و بعد راه‌ش رو باز میکرد و اول از همه توی صف بستنی می‌ایستاد، اول از همه روی غذاش سس میریخت، و اول از همه سوار اتوبوس صبح‌گاهی میشد، تا این‌که یه روز با هم‌کلاسی‌هاش به جنگل میره و یه گروه آدم‌خوار بهشون حمله می‌
کنه، وقتی کله‌گنده‌ی آدم‌خوارها داره تصمیم میگیره که با کی شروع کنه، دختر راهش رو از بین همه باز میکنه و مثل همیشه فریاد میزنه خانوما مقدمن! وقتی داشتم شعر رو می‌خوندم شک نداشتم که برخلاف همیشه سکوت میکنه،ول انتظار نداشتم روی مقدم بودن خانوما پافشاری کنه توی اون موقعیت، و کاملاً شگفت‌زده شدم! اول شعر به نظر میاد که یه دختر لوس و از خود راضیه، ولی آخرش میفهمی واقعاً اعتقاد داره به مقدم بودن خانوما، تحت هر شرایطی!
اعتقاد داشته باشیم به چیزی که بهش اعتقاد داریم، تحت هر شرایطی!!!
ارشیا

26.09.1400
13:11
دیدگاه ها (۱۴)

لقب من پیشولیهاین رو خودم واسه خودم گذاشتم پیشولی همیشه شاده...

— شنیدی؟ وقتی حرف می‌زنه، انگار داره یه ملودی رو زمزمه می‌کن...

روبی ستاره من اسپویل یه چیزی من داشتم می گشتم که فهمیدم توی ...

شعر و رجز فارسی در قلب دیپلماسی ایران!

زیبایی شاید اولین چیزی باشه که به چشم میاد،اما چیزی که آدم ر...

🌙☀️~ همیشه بهمون گفتن خورشید و ماه هیچ‌وقت به هم نمی‌رسن…ولی...

بدو بخون رمان جدیددددددد### 🎬 معرفی‌نامه‌یِ رمان: «آسانسورِ ...

بعضی آدما حتی از دور هم عزیزترین جای قلبتندلت براشون تنگ می‌...

H.A ENTERTAINMENT

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط