{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سـلامـتـی اونـی کـه . . .

سـلامـتـی اونـی کـه . . .
۲۴ سـاعـتـه بـرامـون کـار کـرد
حـقـوقـم نـخـواسـت . . .
مـی گـفـت :
خـوشـبـخـت بـشـی ، خـسـتـگـیـم در مـیـره
مـــادر رو مـی گـم . . .
قـربـانـت بـرم مـ❤ـادر..


#خاص
دیدگاه ها (۶)

قدیم‌ترها همیشه علاجی برای هر دردی بود مثل دوا گلی برای زخم‌...

از بهترین خواب‌هایی که داشتم اونایی بود که خسته دراز کشیده ب...

مادربزرگگم کرده‌ام در هیاهوی شهرآن نظر بند سبز راکه در کودکی...

یادها انبوه شددر سرِ پر سرگذشتجز طنین خسته‌ی افسوس نیسترفته ...

یکی‌ می‌گفت یه یارویی رو دوست داشتم. اولش خیلی خوب بود باهام...

آقا فرمودن:ما باشیم یا نباشیم..کار ما به کجا رسیده که رهبر ف...

پارت یک یک خانواده دوتا بچه داشتن یدونه پسر و یدونه دختر ولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط