{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان ولی فکر نمی کردم عاشقش بشم

رمان ..ولی فکر نمی کردم عاشقش بشم.....

(علامت ا/ت ) (علامت جنکوک _)


صبح ازخواب بیدار شدم ازاین زندگی دیگه خسته شدم مامانمو که جلوم کشتن بابامم بعداز مرگ مامانم تمام فکرش شده قمار ازروی تختم بلند شدم رفتم سمت آشپزخونه راستی
اسم من پارک ا/تس ۲۰ سلامه دانشگاهم تموم شده، صبحانمو خردم تلویزیونو روشن کردم داشتم فیلم میدیدم که یهو .........



بقیشو فردا میزارم ....میدونم کم گذاشتم چون امتحان داشتم قل میدم فردا بیشتر بزارم 🥰😘
دیدگاه ها (۱)

که یهو.........دیدیم بابام آشفته اومده تو گفتم چیزی شده (علا...

ببخشید نمیتونم امشب رمان بزارم فردا ۲ یایکی میزارم😘🫠

رمان عاشقانه ،مافیایی ، اسماتشخصیت های اصلی رمان :ا/ت . جونک...

تتو آرتیست من [part²⁶]*ا/ت ویو*محل سگ به جونگکوک نمیدادم، آخ...

for the first and last time پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط