پارت
پارت۲۸
اریکا: خیلی اعصابم خورد شده بود از یه طرفم ناراحت بودم
همینجور داشتم میدوییدم و گریه مبکردم
جیهیو: اریکااااا صبر کن ،
صبر کن
جونگ کوک: تهیونگ جلومو گرفت و گفت هیجا نمیری ناراحتش کردی خیالت راحت شد ؟؟؟؟
جونگ کوک: تهیونگ برو اونور من باید براش توضیع بدم میفهمی ؟؟؟
تهیونگ: نه نمیفهمم کاری که نباید میکردی و کردی
فیلیکس: دیدم اینا دارن مثل وی بحث میکنن منم سریع بلند شدم و سریع رفتم بیرون کلاس و دوییدم صدای جیهیو تو حیاط میومد منم سریع رفتم بیرون
جونگ کوک: دیدم فیلیکس با سرعت نور رفت بیرون منم تهیونگ و هول دادم و رفتم بیرون تهیونگم اومد دنبالم
تهیونگ:صبر کن جونگ کوک وایسا تو نباید بری پیشش الان دوباره دعوا میشه
اریکا: رفتم تو حیاط و رفتم جلوی در مدرسه دیدم نگهابانا نیستن سریع رفتم بیرون تو خیابون
جیهیو: اریکا مدرسه هنوز تموم نشده صبر کن ای بابا
اریکا: اصلا به حرفش گوش نمی دادم و همبنجور میدوییدم
فیلیکس: دیدم جونگ کوک داره میدوئه منم سرعتمو بیشتر کردم دیدم اریکا رفت از مدرسه بیرون منم رفتم بیرون
جونگ کوک و تهیونگم داشتن میمودن
اریکا کجا میری صبر کن بزار بهت بگم چقدر عاشقتم
جیهیو: دیدم از ذوییدن دست برنمیداره سریع رفتم پیش تهیونگ
تهیونگ ببین تو از اینور برو منم از اونور خب اینجوری میتونیم بگیریمش
تهیونگ: اوکی
سریع رفتم سمتی که جیهیو گفت دیدم داره از دور میاد رفتم جلوشو گرفتم
اریکا: برو اونور لعنتی دیگه نمیخوام هیچکدومتونو ببیتم
جیهیو: از پشت رفتمو گرفتمش یهو خودشو پرت کرد زمین
اریکا اریکا اروم باش
اریکا: هققق ...خسته شدم دیگه همش جنگ و دعوا
جونگ کوک: دیدم خودشو انداخت زمین خیلی نگرانش شدم سریع رفتم بغلش نشستم و گفتم اریکا اروم باش توروخدا برات توضیع میدم
اریکا: چبوووووووو چیووو میخوای توضیع بدی
اریکا: خیلی اعصابم خورد شده بود از یه طرفم ناراحت بودم
همینجور داشتم میدوییدم و گریه مبکردم
جیهیو: اریکااااا صبر کن ،
صبر کن
جونگ کوک: تهیونگ جلومو گرفت و گفت هیجا نمیری ناراحتش کردی خیالت راحت شد ؟؟؟؟
جونگ کوک: تهیونگ برو اونور من باید براش توضیع بدم میفهمی ؟؟؟
تهیونگ: نه نمیفهمم کاری که نباید میکردی و کردی
فیلیکس: دیدم اینا دارن مثل وی بحث میکنن منم سریع بلند شدم و سریع رفتم بیرون کلاس و دوییدم صدای جیهیو تو حیاط میومد منم سریع رفتم بیرون
جونگ کوک: دیدم فیلیکس با سرعت نور رفت بیرون منم تهیونگ و هول دادم و رفتم بیرون تهیونگم اومد دنبالم
تهیونگ:صبر کن جونگ کوک وایسا تو نباید بری پیشش الان دوباره دعوا میشه
اریکا: رفتم تو حیاط و رفتم جلوی در مدرسه دیدم نگهابانا نیستن سریع رفتم بیرون تو خیابون
جیهیو: اریکا مدرسه هنوز تموم نشده صبر کن ای بابا
اریکا: اصلا به حرفش گوش نمی دادم و همبنجور میدوییدم
فیلیکس: دیدم جونگ کوک داره میدوئه منم سرعتمو بیشتر کردم دیدم اریکا رفت از مدرسه بیرون منم رفتم بیرون
جونگ کوک و تهیونگم داشتن میمودن
اریکا کجا میری صبر کن بزار بهت بگم چقدر عاشقتم
جیهیو: دیدم از ذوییدن دست برنمیداره سریع رفتم پیش تهیونگ
تهیونگ ببین تو از اینور برو منم از اونور خب اینجوری میتونیم بگیریمش
تهیونگ: اوکی
سریع رفتم سمتی که جیهیو گفت دیدم داره از دور میاد رفتم جلوشو گرفتم
اریکا: برو اونور لعنتی دیگه نمیخوام هیچکدومتونو ببیتم
جیهیو: از پشت رفتمو گرفتمش یهو خودشو پرت کرد زمین
اریکا اریکا اروم باش
اریکا: هققق ...خسته شدم دیگه همش جنگ و دعوا
جونگ کوک: دیدم خودشو انداخت زمین خیلی نگرانش شدم سریع رفتم بغلش نشستم و گفتم اریکا اروم باش توروخدا برات توضیع میدم
اریکا: چبوووووووو چیووو میخوای توضیع بدی
- ۱۲۸.۴k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط