Part ...
Part:57. #ریاست.عشق
𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞.
با صدای پای کسی پشت سرم برگشتم
که با جئون روبه رو شدم
همونطور که سیگارش رو می کشید نزدیکم می شد دیگه فاصله ای بینمون نمونده بود
آخرین پکش رو از سیگارش گرفت و دودشو تو هوا رها کرد سیگارشو انداخت پایین و نزدیکم اومدو چونمو با دستش گرفت
بادستم دستشو پس زدم و عقب رفتم
بهش نگاه کردم و جدی گفتم
+بهتره مراقب کارهاتون باشد جناب جئون
قهقهه بلندی سر دادو توی چشم هام زل زد
_جناب جئون!؟
بدون اینکه چیزی بگم سرد نگاهش کردمو اونجا رو ترک کردم
سمت تهیونگ رفتم
که ماشین اومد و سوار شدیم
عمو و جیمین هم با یه ماشین دیگه رفتن
ذهنم درگیر جئون بود که با صدای تهیونگ به خودم اومدم
_جئون قراره دوماه بیاد تو شرکت
باتعجب زل زدم بهش
+چرا!؟
_قرارع یه سری محموله هارو جابه کنن اونم میاد شرکت تا خیالش راحت بشه
سرمو سمت پنجره برگردوندمو به بیرون زل زدم
قرار بود دوماه هر روز صبح ببینمش
با همین فکر ها سرم و به شیشه تکیه دادمو چشمامو بستم و سیاهی
...
با صدای آلارم چشم هامو باز کردم
امروز باید می رفتم شرکت از سرجام پاشدمو رفتم حموم
بعد چند دقیقه اومدم بیرون و مشغول خشک کردن موهام شدم و همونطور یه دست لباس هم برای امروز انتخاب کردم
بعد از خشک شدن موهام یه میکاپ ساده انجام دادمو لباس هامو پوشیدم یه کراپ که یقش باز بود رو پوشیدم با یه شلوار دمپا مشکی همراه کفش های پاشنه بلند مشکیم
موهای مشکیمو کرلی کرتمو یه عینک زدم و تمام
گوشیمو از روی میز برداشتمو سمت پذیرایی رفتم از اونجایی که صبح ها دلم چیزی بر نمی داشت فقط یه لیوان شیر خوردم و سوییچ و برداشتمو از خونه زدم بیرون
در ماشین و باز کردمو سوار شدم کفش هامو در آوردم و روی صندلی کنارم گذاشتم و ماشینو روشن کردمو و سمت شرکت روندم
رسیدم به شرکت و سوییچ رو به نگهبان دادمو سمت پله ها رفتم
که دیدم دارن یه سری وسایل رو داخل اتاق روبه روم می برن
نگاهم و سمت ته بردم که با خشم زل زده بود به وسایل ها
نزدیکش رفتمو کنارش وایستادم
انقدر اعصابش خورد بود متوجه من نشده بود
دستمو بالا بردمو یکی زدم پس گردنش
که متعجب سمتم چرخید
_سلام کی اومدی
+الان
این وسایل چیه
نفسش رو اعصبانی بیرون داد
_مال جئونه
+چی!!؟
یعنی می خواد روبه روی اتاق من باشه!؟!؟
آخر حرفمو با داد گفتم
صدامو پایین آوردم و روبه ته گفتم
+اتاق منو عوض کن
_نمی شه همه اتاق ها پره
کلافه نفسمو بیرون دادم
که جئون اومد
𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞.
با صدای پای کسی پشت سرم برگشتم
که با جئون روبه رو شدم
همونطور که سیگارش رو می کشید نزدیکم می شد دیگه فاصله ای بینمون نمونده بود
آخرین پکش رو از سیگارش گرفت و دودشو تو هوا رها کرد سیگارشو انداخت پایین و نزدیکم اومدو چونمو با دستش گرفت
بادستم دستشو پس زدم و عقب رفتم
بهش نگاه کردم و جدی گفتم
+بهتره مراقب کارهاتون باشد جناب جئون
قهقهه بلندی سر دادو توی چشم هام زل زد
_جناب جئون!؟
بدون اینکه چیزی بگم سرد نگاهش کردمو اونجا رو ترک کردم
سمت تهیونگ رفتم
که ماشین اومد و سوار شدیم
عمو و جیمین هم با یه ماشین دیگه رفتن
ذهنم درگیر جئون بود که با صدای تهیونگ به خودم اومدم
_جئون قراره دوماه بیاد تو شرکت
باتعجب زل زدم بهش
+چرا!؟
_قرارع یه سری محموله هارو جابه کنن اونم میاد شرکت تا خیالش راحت بشه
سرمو سمت پنجره برگردوندمو به بیرون زل زدم
قرار بود دوماه هر روز صبح ببینمش
با همین فکر ها سرم و به شیشه تکیه دادمو چشمامو بستم و سیاهی
...
با صدای آلارم چشم هامو باز کردم
امروز باید می رفتم شرکت از سرجام پاشدمو رفتم حموم
بعد چند دقیقه اومدم بیرون و مشغول خشک کردن موهام شدم و همونطور یه دست لباس هم برای امروز انتخاب کردم
بعد از خشک شدن موهام یه میکاپ ساده انجام دادمو لباس هامو پوشیدم یه کراپ که یقش باز بود رو پوشیدم با یه شلوار دمپا مشکی همراه کفش های پاشنه بلند مشکیم
موهای مشکیمو کرلی کرتمو یه عینک زدم و تمام
گوشیمو از روی میز برداشتمو سمت پذیرایی رفتم از اونجایی که صبح ها دلم چیزی بر نمی داشت فقط یه لیوان شیر خوردم و سوییچ و برداشتمو از خونه زدم بیرون
در ماشین و باز کردمو سوار شدم کفش هامو در آوردم و روی صندلی کنارم گذاشتم و ماشینو روشن کردمو و سمت شرکت روندم
رسیدم به شرکت و سوییچ رو به نگهبان دادمو سمت پله ها رفتم
که دیدم دارن یه سری وسایل رو داخل اتاق روبه روم می برن
نگاهم و سمت ته بردم که با خشم زل زده بود به وسایل ها
نزدیکش رفتمو کنارش وایستادم
انقدر اعصابش خورد بود متوجه من نشده بود
دستمو بالا بردمو یکی زدم پس گردنش
که متعجب سمتم چرخید
_سلام کی اومدی
+الان
این وسایل چیه
نفسش رو اعصبانی بیرون داد
_مال جئونه
+چی!!؟
یعنی می خواد روبه روی اتاق من باشه!؟!؟
آخر حرفمو با داد گفتم
صدامو پایین آوردم و روبه ته گفتم
+اتاق منو عوض کن
_نمی شه همه اتاق ها پره
کلافه نفسمو بیرون دادم
که جئون اومد
- ۱۱۶
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط