{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر پشت شمشادها ، گذاشتم مرا ببوسی.. خواستم بدانی ,

اگر پشت شمشادها ، گذاشتم مرا ببوسی.. خواستم بدانی ,

آنقدر حس دوست داشتنم قوی بود . . .

که از تمام اعتقاداتم گذشتم !

و تو پشت سرم به همه گفتی :
چقدر هرزه بود ، تنش می خارید ...!
دیدگاه ها (۱۰)

چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...

╭━━━⋆。°✩°。⋆━━━╮   ♡ یه حقیقت تلخ ♡ ₊˚⊹ ฅ^•ﻌ•^ฅ ⊹˚₊  ₊˚ ฅ^...

#شعر#دکلمه #دلنوشته #دلنوشت#زیبا #خاص #غمگین #احساسی #دکلمه_...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

Destiny part 12

سناریو تهیونگ

رها🦋 واست غرورمو زیرپا گذاشتم ثابت کن اشتباه نکردم....من برا...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوجی ایتادوری)وقتی ناراحتی، با ک...

ورق بزنید.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط