{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💠 💜 💠 💜 💠 💜 💠 💜 💠 💜 💠

💠 💜 💠 💜 💠 💜 💠 💜 💠 💜 💠
چشم از قلب شکایت کرد و گفت

تو عاشق میشوی و من اشک میریزم

قلب گفت

تو نگاه میکنی و من درد میکشم
ــــــــ💜 💜 💜 ــــــــ
💟
دیدگاه ها (۳)

گیسویت را باز کن انا فتحنایی بگو...دل پریشان است... بسم الله...

این بار که آمدیدستانت را روی قلبم بگذارتا بفهمی این دل با دی...

🍃 یکی به او برساند.... که دوستش دارم....به او ک...

به چشمهایم زل زدی و گفتی :با هم درستش می کنیم …با هم … !چه ل...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۴بعد از مدتی، ماشین جلوی یک ساختمان قد...

سایه‌های کلاغپارت بیست‌ودوم | اگر قرار باشد یکی بماند...05:4...

مهمونی پارت ۳۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط