در قنات دل ما،، آب زلال است،، ولی
در قنات دل ما،، آب زلال است،، ولی
صید آن ماهی هوشیار،، محال است،، ولی
سر قلاب زدم تکه ای،، از جنس دلم
لمس آن ماهی خوش نقش،، خیال است، ولی
عاشقی گریه کنان گفت،، به گوش دل من
ناله در ماتم هجر ان،، چو وصال است،، ولی
در دل عاشق بیچاره،، اگر رخنه کنی
آرزویش بغل و لمس جمال است،، ولی
گفته اند صحبتی از بوسه و آغوش مکن
بدنش ماهی،، و چشمش چو غزال است،، ولی
آنچه گفتیم،، از این بستر سوزنده چه سود؟
صید آن ماهی هوشیار،، محال است،، ولی..
صید آن ماهی هوشیار،، محال است،، ولی
سر قلاب زدم تکه ای،، از جنس دلم
لمس آن ماهی خوش نقش،، خیال است، ولی
عاشقی گریه کنان گفت،، به گوش دل من
ناله در ماتم هجر ان،، چو وصال است،، ولی
در دل عاشق بیچاره،، اگر رخنه کنی
آرزویش بغل و لمس جمال است،، ولی
گفته اند صحبتی از بوسه و آغوش مکن
بدنش ماهی،، و چشمش چو غزال است،، ولی
آنچه گفتیم،، از این بستر سوزنده چه سود؟
صید آن ماهی هوشیار،، محال است،، ولی..
- ۱.۱k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط