نجات دهنده
ʀᴇᴅᴇᴇᴍᴇʀ
نجات دهنده
p³
دوباره اون صدای خش خش لعنتی اومد
ا.ت:جیمین
جیمین:هوم؟
ا.ت:برگرد
جیمین برگشت که با دیدن اون ۵ نفر خشکش زد که بچه هارو صدا زد که اوناهم ببینن
بچه ها دیدن و پا به فرار گذاشتن
رفتن تو کلاس و درو قفل کردن و پشتش کلی کمد گذاشتن
همه ی اونها اومدن پشت در و به شیشه ها مشت میزدن
رفتم کنار پنجره کا از جمعی زامبی ها تویه حیاط مدرسه روبرو شدم
ا.ت:کوک
کوک:هوم؟
ا.ت:یه نگاه بیرون کن
کوک اومد بیرونو دید که با دیدن اونا خشکش زد
تهیونگ:من میگم یه زنگ به پلیس بزنیم
سوهو:اهوم
گوشیو گرفتم و به پلیس زنگ زدم که جین گوشیو ازم کشید
جین:سلام پلیس شب بخیر
لارا:(در حال پاره شدن از خنده)
پلیس:جان؟
جین:نه هیچی ایم وارید هندسام پلیس...اینجا داخل مدرسمون چوون زامبی ها حمله کردن
پلیس:فیلم زیاد میبینی؟
جین:آره به فیلم علاقه دارم چطور؟...الووو
جین:قطع کرد
کوک:بهتر بهش میگفتی
جین:خب چجور میگفتم
کوک:هوففف چیکار کنیم
جین:نمیدونم
یونا اومد جلوی لونا و شروع به غر غر زدن کرد
یونا:هی لونا تو که مبسرمون هستی یه چیزی بگو
ا.ت:خب چیکار کنه
یونا:تو چرا وسط حرف من میپری
ا.ت:حرفت تموم شد بعد حرف زدم
یونا:...هوففف
ا.ت:نامی داخل لپتاپ سرچ کن درباره ی این ویروس
نامجون:اوکیه
نامی رفت پای لپتاپ و سرچ کرد
نامجون:خب خب...بچه ها هیچی نمیاد
جین:چرا؟
نامجون:آنتن بالا نمیاد
جین:ای من...خدایااا
ا.ت:بچه ها فکر کنید اگه الان بچه ها اینجوری شدن پس بیرونم رفتنو بقیه هم مبتلا شدن
کوک:خب اگه اینجوری شده باشه پس...
ا.ت:ما نجات دهنده نداریم...
ادامه دارد...
نجات دهنده
p³
دوباره اون صدای خش خش لعنتی اومد
ا.ت:جیمین
جیمین:هوم؟
ا.ت:برگرد
جیمین برگشت که با دیدن اون ۵ نفر خشکش زد که بچه هارو صدا زد که اوناهم ببینن
بچه ها دیدن و پا به فرار گذاشتن
رفتن تو کلاس و درو قفل کردن و پشتش کلی کمد گذاشتن
همه ی اونها اومدن پشت در و به شیشه ها مشت میزدن
رفتم کنار پنجره کا از جمعی زامبی ها تویه حیاط مدرسه روبرو شدم
ا.ت:کوک
کوک:هوم؟
ا.ت:یه نگاه بیرون کن
کوک اومد بیرونو دید که با دیدن اونا خشکش زد
تهیونگ:من میگم یه زنگ به پلیس بزنیم
سوهو:اهوم
گوشیو گرفتم و به پلیس زنگ زدم که جین گوشیو ازم کشید
جین:سلام پلیس شب بخیر
لارا:(در حال پاره شدن از خنده)
پلیس:جان؟
جین:نه هیچی ایم وارید هندسام پلیس...اینجا داخل مدرسمون چوون زامبی ها حمله کردن
پلیس:فیلم زیاد میبینی؟
جین:آره به فیلم علاقه دارم چطور؟...الووو
جین:قطع کرد
کوک:بهتر بهش میگفتی
جین:خب چجور میگفتم
کوک:هوففف چیکار کنیم
جین:نمیدونم
یونا اومد جلوی لونا و شروع به غر غر زدن کرد
یونا:هی لونا تو که مبسرمون هستی یه چیزی بگو
ا.ت:خب چیکار کنه
یونا:تو چرا وسط حرف من میپری
ا.ت:حرفت تموم شد بعد حرف زدم
یونا:...هوففف
ا.ت:نامی داخل لپتاپ سرچ کن درباره ی این ویروس
نامجون:اوکیه
نامی رفت پای لپتاپ و سرچ کرد
نامجون:خب خب...بچه ها هیچی نمیاد
جین:چرا؟
نامجون:آنتن بالا نمیاد
جین:ای من...خدایااا
ا.ت:بچه ها فکر کنید اگه الان بچه ها اینجوری شدن پس بیرونم رفتنو بقیه هم مبتلا شدن
کوک:خب اگه اینجوری شده باشه پس...
ا.ت:ما نجات دهنده نداریم...
ادامه دارد...
- ۵۷۱
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط