{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که خودم را از بالای ساختمان پرت کردم ...

وقتی که خودم را از بالای ساختمان پرت کردم ...
در طبقه دهم زن و شوهر به ظاهر مهربانی را دیدم که با خشونت مشغول دعوا بودند!
در طبقه نهم پسر قوی جثه و پر زور را دیدم که گریه می کرد !
در طبقه هشتم زنی می داشت گریه می کرد چون نامزدش ترکش کرده بود .
در طبقه هفتم دختری را دیدم که داروی ضد افسردگی هر روزش را می خورد! 
در طبقه ششم دوست بیکارم را دیدم که هنوز هم روزی هفت روزنامه می خرد تا بلکه کاری پیدا کند!در طبقه پنجم آقای به ظاهر بسیار ثروتمند یرا دیدم که در خلوت حساب بدهکاری هایش را می رسید.در طبقه چهارم رز را دیدم که باز هم با نامزدش کتک کاری می کرد!در طبقه سوم پیر مردی را دیدم که چشم به راه است تا شاید کسی به دیدنش بیاید!در طبقه دوم لی لی را دیدم که به عکس شوهرش که از شش ماه قبل مفقود شده بود، زل زده است!قبل از پریدن فکر می کردم از همه بیچاره ترم.اما حالا می دانم که هر کس گرفتاری ها و نگرانی های خودش را دارد.بعد از دیدن همه فهمیدم که وضعم آنقدر ها هم بد نبود.حالا کسانی که همین الآن دیدم، دارند به من نگاه می کنند.فکر می کنم آنها بعد از دیدن من با خودشان فکر می کنند که وضعشان آنقدر ها هم بد نیست!
دیدگاه ها (۱۱)

قانونی داریم که همیشه صادق است:""ما به محیط مان عادت می کنیم...

قضاوت زودهنگام ممنوعدختر کوچولوی ملوس دو تا سیب در دو دست دا...

ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯼ :ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ؛ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ؛ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ؛ﭘﻴﺮ ﺗﺮﻳﻦ ﺳﻨﻲ ﻫﺴﺘﻲ ﻛﻪ ﺗﺎ...

بالاخره در زندگی هر آدمی ،...یک نفر پیدا میشود که بی مقدمه آ...

تک پارتی از جونگکوک ویو کوک سلام من جونگکوک و دو سال با ات ا...

پارت 13نگاهی به ساعت کردم ساعت ۱۲ شب بود تشنم شده بود پاشدم ...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط