{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو کوتاه از تهکوک

سناریو کوتاه از تهکوک

دوست پسر غرغر روی من ☆

ته: چاگی میای بریم غذا بخوریم ♡
کوک: اممم... باوشه میشه پیراشکی شکلاتی هم بخریم بخوریم

ته خنده ای از سر کیوتی و که یه پسر ۲۸ ساله داسته باشه
بوسه کوچیکی رو لب های کوک گذاشت
ته: چرا نباید برای کوکی جونم پیراشکی بخرم...  بدو بریم از گشنگی مُردم «اخرش با خنده»

«رسیدن به کافه رستوران نامجین»
ته:  سلام عرض میکنم بر زوج مورد علاقم نامجین

نامجین از این حرف ته خندشون گرفت
نامی: چیشده یه یادی هم از زوج مورد علاقت کردی؟
ته: کوک پیراشکی میخواست گفتم بیاد پیراشکی هات رو بخوره و منم هوس دست پخته جین هیونگ رو کردم
جین:  اوه... از کی تاحالا هوس دسپخت منو میکنی؟ دسپختمم اینه چهرم خوبه « یادی کنیم از... ورلد واید هندسام»
ته: صحیح خب نامجون هیونگ اگه دیگه خراب کاری نمیکنی یه پیراشکی شکلاتی لطفا
و یدونه از پاستاهای مخصوص هندسامت درست کن جین
جین: حتماً نمجون بدو اینا سریع براشون غذا رو نبریم یک ماه باهامون نمیان حرف بزنن

تهیونگ کوک رو برد بیرون از سالن توی هوای باز

«۲۰ مین بعد»

کوک:  یســـــــ غذا اومد
ته: وایسا داغ پیراشکیتو تو بخور
کوک: باوشه ته ته

تهیونگ یه قاشق از سوپ مخصوص جین میخوره که نگاه کوک رو رو خودش حس کرد
کوک: مگه قرار نبود همیشه قاشق اول رو من بخورم
.
.
چند لحظه بعد
ته: پسری دهنشو باز کنه..... هواپیما داره میاد
ـــــــــــــــــــــ
چطور بود؟
اگه دوست داشتین از این تکپارتی ها از این به بعد بزارم
دیدگاه ها (۲)

تکپارتی از ته و کوک فن ساین☆(هلیا + یونا ×)+یونی بدو سیسی خر...

تکپاتی کوتاه از یونمین ☆♡پسری که شباهت زیادی به گربه ها داشت...

لته عشق ♡Pt 6شروع کرد به گشتن جیب هام کارت مشخصات واقعیم بود...

تلخی عشق شیرین Pt 7راوی... بلند شد تا بره داخل سالن عروسی نگ...

سناریو :وقتی غذا رو میسوزونی : نامجون : خودت خوبی چیزیت نشد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط