{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اوـن آدما که نوکَرِتَم بِــهِــت میگَن #

اوـن آدما که نوکَرِتَم بِــهِــت میگَن #

بآ چَنــد تــآ کلآم چَرب زَبونی تو دِلِــت میــرن |:

کاآفیـــه که بلآ اِستفآده بِشی اون وَقتــــ ـــــ

می بینیــ که مثل یه تیکه وَرق جِرتــ میدِنـ %
دیدگاه ها (۳)

بَچّہ : بابا؟بابا : جانَم؟بَچّہ : اولین جُملہ اے کِ بِ مامان...

‌♥♥♥♥

ᴘᴀʀᴛ ۵ | یه پیشنهاد عجیبجونگ‌کوک از دفتر مدیر بیرون اومد.هنو...

میری تو یه مغازه.یه لباس رو نگاه می‌کنی، قیمتش رو می‌پرسی، م...

پارت ۲۴ چند روز بعد، رابطه‌ی من و تهیونگ دوباره وارد مرحله‌ی...

میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”وقتی یه سنگو تو دریا میندازیف...

میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”وقتی یه سنگو تو دریا میندازیف...

📸 عکس آخرپارت اول: «فقط یه عکس»اِلیسا یه عادت داشت که دِیوید...

Forced MarriagePart 18چشمام رو که باز کردم چند دقیقه طول کشی...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

مهمونی پارت ۴۶

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕ویو جونگکوکجونگکوک چند ثانیه به اِریا خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط