{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ᴘᴀʀᴛ ۵ | یه پیشنهاد عجیب

ᴘᴀʀᴛ ۵ | یه پیشنهاد عجیب

جونگ‌کوک از دفتر مدیر بیرون اومد.

هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بود که صدای داد آرا بلند شد.

ـ نکنننن! اون کیک مال تولد سونگه!

جونگ‌کوک سرش رو برگردوند.

دو تا از بچه‌ها داشتن سر یه تیکه کیک دعوا می‌کردن.

قبل از اینکه کسی چیزی بگه، آرا وسطشون رفت.

ـ دعوا ممنوع!

یکی از بچه‌ها گفت:
ـ ولی منم کیک می‌خوام...

آرا یه لحظه فکر کرد، بعد تیکه کیک خودش رو برداشت و داد به اون بچه.

ـ اینم مال تو.

ـ پس خودت چی؟

آرا شونه بالا انداخت.

ـ من بعداً می‌خورم.

بچه کوچولو با ذوق بغلش کرد.

جونگ‌کوک بدون اینکه چیزی بگه، همه صحنه رو دید.

...

چند دقیقه بعد دوباره داخل دفتر مدیر بود.

مدیر گفت:
ـ خب، نظرتون درباره مرکز چیه؟

جونگ‌کوک چند لحظه سکوت کرد.

بعد آروم گفت:

ـ بچه‌های خوبی دارین...

نگاهش روی پرونده آرا افتاد.

ـ مخصوصاً اون دختر.

مدیر لبخند زد.

ـ آرا با اینکه خودش خیلی چیزا نداشته، همیشه اول به بقیه فکر می‌کنه.

جونگ‌کوک نفس عمیقی کشید.

انگار تصمیم مهمی توی ذهنش شکل گرفته بود.

ـ می‌خوام بیشتر درباره آرا بدونم...

مدیر با تعجب نگاهش کرد.

ـ درباره... آرا؟

جونگ‌کوک فقط سری تکون داد.

ـ آره.

مدیر پوشه آرا رو دوباره از داخل کشو بیرون آورد و روی میز گذاشت...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

ᴘᴀʀᴛ ۷ | دوباره اومدی؟دو روز بعد...آرا طبق معمول داشت باغچه ...

عشقای من👅❤️‍🔥 من مالک bts.kang.sojin این پیجم و بلاک شدم و م...

ᴘᴀʀᴛ ۶ | گذشته‌ی آرامدیر آروم پرونده رو باز کرد.ـ اسمش آراست...

پارت ۴ | تصمیم غیرمنتظرهجونگ‌کوک و مدیر پرورشگاه توی دفتر نش...

ᴘᴀʀᴛ ۳ | دردسر جدیدآرا هنوز توپ دستش بود که یکی از بچه‌های ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط