با خدا دعوا کردم.با هم قهر کردیم.فکر کردم دیگه دوسم نداره
با خدا دعوا کردم.با هم قهر کردیم.فکر کردم دیگه دوسم نداره.رفتم تو رختخواب.چند قطره اشک ریختم و خوابم برد.صبح که بیدار شدم مامانم گفت:نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
- ۸۹۵
- ۲۷ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط