{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتایی به یه جایی توی زندگیت میرسی که ازخودت میپرسی چر

یه وقتایی به یه جایی توی زندگیت میرسی که ازخودت میپرسی چراهنوز دنبال چیزی میرم که حتی دیگه نمیخوامش؟!
دیدگاه ها (۱)

اندیشه معشوق نگهبانِ خیال استعاشق نتواند به خیال دگر افتاد!

اگر در تو ، جسارتی برای عشق نیستپس به امید دیدار در روزی دیگ...

این آدم ها با فاصله خوبنددرست چند قدمی که نزدیکشان شویبه خود...

دوست داشتنم را به تعویق نیانداز!من همان شنبه ای هستمکه سالها...

دوست داشتن چیزے شبیہ بہ گم شدنہتوے یہ آدم دیگہ ، حالا هرچے ڪ...

عاشقانه های شبنم

از یه جایی به بعد دیگه نه بحث می‌کنم،نه توضیح می دم،فقط میزن...

دلم‌برات‌تنگ‌میشه.. در اون لحظه های ساکتی که انگار زمستون دن...

یه وقتایی دلتنگی میاد سراغ آدم ، بی‌هشدار ، بی‌هیچ دلیل ، فق...

یکم دیگه میرسیم به ۵۰ تایی هوراااااواقعا من فکر نمیمردم که ح...

دیگه خسته ام. از اینکه من فقط همدرد شون بشم و کمکشون کنم...

می دونید سنگین ترین خستگی دنیا چیه؟اون خستگی ای که نه ازکاره...

عاشقانه های شبنم

dark life = 40

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط