{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

myBlacklife

#my_Black_life
Part⁸

ویو یوری
اشکامو پاک کردمو به آجوما کمک کردم و وقتی کارا تموم شد دیدم شبه پس رفتمو خوابیدم

ویو بک جین
<_یوری خیلی خوشگله
_یوری خیلی کیوته
_یوری خیلی...........
وای بک جین بسش کن تو یه مافیایی نباید انقد یه یه دختر جذب بشی>
که با همین فکر و خیال ها فک کردم پس قراره بخوابم ولی نتوستم از فک کردنش دست وردارم پس رفتم پیشش و در زدم
_یوری،خوابی
+(در خواب هفت پادشاهی)
_(رف پیشش)
_(در حال ناز کردش)
_آخه چطور میتونه یه دختر در این حد خوشگل باشه؟هوم؟
_چرا این اینقدر کیوته؟
_فک کنم‌ دارم عاشقش میشم
+(لب خودشو لیس زد)
_نکنه صدامو شنید؟(هنوزم برادر در حال ناز کردنشه)
_نمیتونم جلو خودمو بگیرم(تحریک شده)
_نه نه بک جین این کارو نکن نه
_نمیتونم خودمو کنترل کنمممممممممممم.
_(لبشو ماچش کرد)[عرررررررررررر]
_هعی خدا کی فکرشو میکرد که من قراره عاشقش شم
_ولی هنوز حتمی نشده شاید عاشقش نیستم

ویو بک جین
خواستم برم که یهو



منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا❤️



نویسنده:مالک رابین
شرط:دوتا لایک
دیدگاه ها (۷)

#my_Black_life Part⁹ویو بک جین خواستم برم که یهو تحریک شدمو ...

#my_Black_life Part¹⁰+(لبشو از لبش جدا کرد و دستشو گرف)+نه ق...

#my_Black_life Part⁷ویو یوریمنو برد به یه اتاق سیاه و گف_به ...

#my_Black_life Part⁶ویو باکو وقتی یوری رو اونجا دیدم کلی سوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط