{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

myBlacklife

#my_Black_life
Part⁷


ویو یوری
منو برد به یه اتاق سیاه و گف
_به اتاق شکنجه خوش اومدی دختر خوب
+.........(فعلا ریده تو خودش)
_خب خودت انتخاب کن کمربند یا شلاق؟
+........(بدتر رید تو خودش)
_چونش رو گرف*دختر خوب باید فک اینجاشو میکردی
مغز یوری:اکلیلی گردید*
_مث سگ بهم مظلومانه نگا نکن
+(مظلوم تر نگا کرد)
مغز بک جین:آخه این خیلی کیوتههههه این سری ببخشمش بهتره خودشم بچه س هنوز*
_ببین واسه این بار بخشیدمت ولی سری بعدی نمیبخشمت پس هواست به کارایی که میکنی باشه
+چ.......چشم قربان
مغز بک جین:آخه این زیادی کیوته چطور میتونستم کتکش بزنم آخه*
_پاشو برو به آجوما کمک کن دختر خوب
+چشم قربان
_آفرین
ویو یوری
وقتی رفتم پیش آجوما،آجوما با نگرانی پرسید
₽دخترم خوبی؟چیزیت نشده؟به کمک های اولیه نیاز داری؟
+آجوما من خوبم کنچانایو
₽باشه باشه اوحححححححح(نفس عمیق)
+آجوما انگار حال تو از حال من بدتره،خوبی؟
₽اره دخترم خوبم فقط خیلی نگرانت شده بودم
+(بغض)
₽دخترم چرا بغضت گرف
+چون تا حالا کسی در این حد نگرانم نبود
₽منظورت چیه؟
+من مامان ندارم و بابام همیشه کتکم میزد(با گریه)
₽آخی دخترم گریه نکن خواهش میکنم
ویو بک جین
وقتی از اتاق خارج شد من تعقیبش کردم و جلوی آشپز خونه وایسادم که به حرفاشون گوش بدم که جمله ی<من مامان ندارم و بابام همیشه کتکم میزد>رو شنیدم.پس از یه نظر باهم برابر بودیم‌ هردوتامون بی مادر بزرگ شدیم[احیانا این فحش نیس؟]پس تونستم درکش کنم و دلم براش سوخت ولی یادم افتاد که هیچکس دلش برام نسوخته پس بی خیال رفتم اتاقم



منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا🎀

نویسنده:مالک رابین
شرط:سه تا لایک
دیدگاه ها (۱۰)

#my_Black_life Part⁸ویو یوری اشکامو پاک کردمو به آجوما کمک ک...

#my_Black_life Part⁹ویو بک جین خواستم برم که یهو تحریک شدمو ...

#my_Black_life Part⁶ویو باکو وقتی یوری رو اونجا دیدم کلی سوا...

#my_Black_life Part⁵ویو یوری به آجوما کمک کردم و میز شام رو ...

نام فیک: عشق مخفیPart: 56ویو ات*م. چقد حسود شدی دختر*خندهروم...

وحشی پارت 2+18ویو ات: داشتم میرفتم بالا که در خونه رو زدن رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط