myBlacklife
#my_Black_life
Part⁹
ویو بک جین
خواستم برم که یهو تحریک شدمو برگشتم دوباره یه چن بار لبشو بوسیدم که دیدم لبش کبود شده یکم نازش کردم و بعد از چن دقیقه بیشتر تحریک شدم پس گردنشو انقد بوسیدم که کبوده کبود شد.یه بوسه ای رو لباش کاشتم رو رفتم خوابیدم.اصلا هم از کارم پشیمون نیستم[عر]
ویو یوری
از خواب پاشدم که حاضر شم برم یه آجوما کمک کنم که چشمم اوفتاد به کبودی هام لبم کبودِ کبود بود گردنمم همین طور ولی بهش توجه نکردمو آماده شدم رفتم که به آجوما کمک کنم یهو بک جین جلومو گرف
_کجا با این عجله(با لبخند به شدت کیوت)
+قربان میخواستم برم به آجوما کمک کنم
_یا نرو(کیوتانه)
+چرا قربان؟
_نوموخوام(خیلی کیوت)
+............
_(محکم بغلش کرد و یه ماچ رو لباش کاشت)[عرررررررررررررر]
+قربان این چه کاری بود؟(بنده خدا از خجالت سرخ شده)
_محبت من به تو خوشگل بلا(خیلی کیوتانه)
+.....................
_وسایل لازم داری؟(کیوت)
+نه قربان
_برو حاضر شو بریم بیرون(کیوت)
+چی؟
_اگه خودت حاضر نمیشی من حاضرت کنم..........(یوری رو براید استایل بغل کرد و برد تو اتاق)
+(بدبخت هنوز پشماش ریخته)
_(گذشت رو تخت)[سبحان الله]
_(روش خم زد و یه ماچ رو لبش گذاشت)بیب خودت حاضر میشی یا من حاضرت کنم؟(کیوت،تحریک شده)[یا ابوالفضل العباس]
+قربان خودم.......
_(بنده خدا حرفش تموم نشده ماچش کرد)[از اون یکی ماچا که چن دقیقه همو ماچ میکنن از اونا)
_(میخواست زیپ یوری رو باز کنه که)
منتظر پارتای بعدی باشید❤️
خمار نباشید😂
نویسنده:مالک رابین
Part⁹
ویو بک جین
خواستم برم که یهو تحریک شدمو برگشتم دوباره یه چن بار لبشو بوسیدم که دیدم لبش کبود شده یکم نازش کردم و بعد از چن دقیقه بیشتر تحریک شدم پس گردنشو انقد بوسیدم که کبوده کبود شد.یه بوسه ای رو لباش کاشتم رو رفتم خوابیدم.اصلا هم از کارم پشیمون نیستم[عر]
ویو یوری
از خواب پاشدم که حاضر شم برم یه آجوما کمک کنم که چشمم اوفتاد به کبودی هام لبم کبودِ کبود بود گردنمم همین طور ولی بهش توجه نکردمو آماده شدم رفتم که به آجوما کمک کنم یهو بک جین جلومو گرف
_کجا با این عجله(با لبخند به شدت کیوت)
+قربان میخواستم برم به آجوما کمک کنم
_یا نرو(کیوتانه)
+چرا قربان؟
_نوموخوام(خیلی کیوت)
+............
_(محکم بغلش کرد و یه ماچ رو لباش کاشت)[عرررررررررررررر]
+قربان این چه کاری بود؟(بنده خدا از خجالت سرخ شده)
_محبت من به تو خوشگل بلا(خیلی کیوتانه)
+.....................
_وسایل لازم داری؟(کیوت)
+نه قربان
_برو حاضر شو بریم بیرون(کیوت)
+چی؟
_اگه خودت حاضر نمیشی من حاضرت کنم..........(یوری رو براید استایل بغل کرد و برد تو اتاق)
+(بدبخت هنوز پشماش ریخته)
_(گذشت رو تخت)[سبحان الله]
_(روش خم زد و یه ماچ رو لبش گذاشت)بیب خودت حاضر میشی یا من حاضرت کنم؟(کیوت،تحریک شده)[یا ابوالفضل العباس]
+قربان خودم.......
_(بنده خدا حرفش تموم نشده ماچش کرد)[از اون یکی ماچا که چن دقیقه همو ماچ میکنن از اونا)
_(میخواست زیپ یوری رو باز کنه که)
منتظر پارتای بعدی باشید❤️
خمار نباشید😂
نویسنده:مالک رابین
- ۱.۱k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط