{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیتوانم حس تلخم را نگویم،

نمیتوانم حس تلخم را نگویم،
سخت است،
نمیدانی چقدر سخت است
آن شب هایی که انلاین هستی ضربان قلبم بیداد میکند
مانند آن میماند فریاد میزند، از فریاد تلخش چشم هایم تر میشود، آشوب وجودم را فرا میگیرد،
سوال های تکراری که صدبار تکرار شده،
با چه کسی،
چه شخصی،
مرد یا زن....
تلخ است،
تلخی اش شیرینی خنده هایم را بر باد میدهد..

تلخ است...

روزگار
دیدگاه ها (۱)

پاییز جان ،فصلِ زردِ من!مبادا دلت بگیرد از این کهکسی نمی خو...

آدم از یک جایی به بعددیگر خودش را به در و دیوار نمیکوبد،از ه...

دوستانم به من میگوینداز او متنفر شده ای یا هنوز دوسش داری!؟ ...

شب که میرسد خاطره‌ات گریبانم را میگیرد و من تقلا میکنم که خا...

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شدهبرای شیطنت های بی وقفه،بی ...

p2

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده برای شیطنت های...دلم برای...

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده ...برای شیطنت های بی وقفه...

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده.برای شیطنت های بی وقفه،بی...

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده.برای شیطنت های بی وقفه،بی...

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده.برای شیطنت های بی وقفه،بی...

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شدهبرای شیطنت های بی وقفه،بی ...

دلم براي دخترانه هاي وجودم تنگ شده... براي شيطنت هاي بي وقفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط