نمیتوانم حس تلخم را نگویم،
نمیتوانم حس تلخم را نگویم،
سخت است،
نمیدانی چقدر سخت است
آن شب هایی که انلاین هستی ضربان قلبم بیداد میکند
مانند آن میماند فریاد میزند، از فریاد تلخش چشم هایم تر میشود، آشوب وجودم را فرا میگیرد،
سوال های تکراری که صدبار تکرار شده،
با چه کسی،
چه شخصی،
مرد یا زن....
تلخ است،
تلخی اش شیرینی خنده هایم را بر باد میدهد..
تلخ است...
روزگار
سخت است،
نمیدانی چقدر سخت است
آن شب هایی که انلاین هستی ضربان قلبم بیداد میکند
مانند آن میماند فریاد میزند، از فریاد تلخش چشم هایم تر میشود، آشوب وجودم را فرا میگیرد،
سوال های تکراری که صدبار تکرار شده،
با چه کسی،
چه شخصی،
مرد یا زن....
تلخ است،
تلخی اش شیرینی خنده هایم را بر باد میدهد..
تلخ است...
روزگار
- ۸۸۸
- ۲۶ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط