سلام اینم پارت جدید

#اژدهای تاریکی
Part 4

___________________________________________________

کوک : چخبر ؟

ا/ت : سلامتی

نویسنده :
ا/ت و کوک حرف میزدن وقتی حرف زدنشون تموم شد ا/ت گفت

ا/ت : مادیگه میریم سوبین خیلی مست شده

سوبین : ( با حالت مستی حرف میزنه ) اصلا هم مست نیستم حالم خیلی خوبه

ا/ت : خب دیگه ما میریم

کوک : نه

ا/ت : چرا نع ؟

کوک : بزار تهیونگ سوبین رو ببره من باهات کار دارم

ا/ت : چه کاری ؟

کوک : اول بزار تهیونگ سوبین رو ببره بهت میگم

ا/ت : اوکی

ویو :

تهیونگ سوبین رو براید بغل کردو برد ا/ت هم دوباره نشست روی صندلی

ا/ت : خوب بگو چه کاری باهام داشتی؟

کوک : خب ببین من میخوام که منو تو باندمون یکی بشه

ا/ت : امکان نداره

کوک : نپر تو حرفم بزار حرفم تموم شه بعد تصمیمتو بگیر

ا/ت : اوکی بگو

کوک : میخوام گه باندمون یکی بشه اگه اینطوری باشه هم باند من هم باند تو خیلی خیلی قوی میشه که باهم یکی بشیم لطفا بهش خوب فکر کن

ا/ت : باشه فکر میکنم

ادامه دارد....

__________________________________________________

خب بچها ممکنه براتون سوال باشه که چرا کوک این حرفو زد مگه نمیخواست اموال ا/ت رو بالا بکشه خوب بچها کوک وقتی متوجه ی خشگلی و قدرت ا/ت شد تصمیم گرفت که ا/ت رو پیسه خودش نگه داره )


راستی ازین به بعد پارت ها شرط هم دارن فقط لایک کنید همین کامنت هم بزارین مشکلی نی 👌💜

لایک : 10

تا پارت بعد بای بای 🖐
دیدگاه ها (۳)

سلام اینم پارت جدید

لباسی که ا/ت پوشید تا بره کافه

سلام ببخشید بچها امتحان داشتم نزاشتم براتون رمان

لباسی که ا/ت برای بار پوشیده بود

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط